<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://moddir.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">مديري براي آينده (مديريت)</title>
	<link href="http://moddir.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Thu, 17 May 2012 08:58:50 GMT</updated>
	<author><name>محمد يارندي</name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/56/%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84+%d9%88+%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8+%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%8a/</id>
<updated>Thu, 20 May 2010 17:53:00 GMT</updated>
<title type="text">اصول و آداب سخنراني</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;اصول و آداب سخنراني&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;برداشت از سايت emodir.ir&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;هدف&lt;BR&gt;سخنران بايد از سخن گفتن هدفي داشته باشد و بخواهد از آن منظوري حاصل کند. سخنراني که در سخن پردازي خود هدف مشخصي را دنبال نمي کند مانند آدم کوري است که در چهار راهي سرگردان باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;آغاز سخن&lt;BR&gt;آغاز يا شروع سخن بايد جذاب باشد تا در همان لحظات اول روح شنونده تسخير شود. هر سخنران بايد سعي کند که شروع صحبتش خوب باشد ، اگر سخنراني با جمله هاي کوتاه و پرمعني يا با يک بيت شعر آغاز شود ، اثرش غيرقابل انکار است.&lt;BR&gt;قبل از اينکه صحبت کنيد بايد توجه و پذيرش شنونده را به دست بياوريد. چند دقيقه اول اثر مهمي بر روي نتيجه پاياني خواهد داشت. بدين ترتيب شروع سخنراني با خنده ارتباط با شنونده را توسعه مي دهد و آنها را آرام مي کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;تماس چشمي&lt;BR&gt;به عنوان قسمتي از فن گفت و شنود ، تماس چشمي داشتن با يک گروه از افراد مهم مي باشد زيرا به شنونده شما کمک مي کند تا گوش دادن به صحبت هاي شما برايش آسان شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;لبخند&lt;BR&gt;خنده نشانه شادماني و سرور است. سخنراني که با لبخندي طبيعي در پشت تريبون قرار مي گيرد موفقيتش حتمي است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;سکوت&lt;BR&gt;استفاده کردن از سکوت هاي کوتاه و بجا بزرگترين هنر سخنران است ، سخنران خوب تنها کسي نيست که متوالياً سخن بگويد بلکه آن است که گاهي عاقلانه و ماهرانه در مواقع حساس لحظه اي سکوت کند تا بدين طريق بر جذابيت سخن خود بيفزايد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;&lt;BR&gt;يادداشت&lt;BR&gt;در سخنراني بايد تمام نکات آن قبلاً با دقت تنظيم شود و بدون مطالعه قبلي نبايد سخنراني کرد. عمل تهيه گفتار بايد تا آغاز سخنراني ادامه يابد ، چندين بار خوانده شود ، رئوس مطالب آن يادداشت و از بين آنها نکات برجسته را نگاه داشت و بقيه را حذف کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;انتقاد&lt;BR&gt;هر سخنران بايد بداند که مردم و شنوندگان درباره سخنراني او اظهار نظر و انتقاد خواهند کرد و معمولاً محاسن را نخواهند ديد و بيشتر به دنبال معايب مي گردند بنابراين سخنران بايد آن قدرها ظرفيت و مقاومت داشته باشد که از اين بابت ناراحت نگردد و برعکس سعي کند اولاً کمتر به دست بدگويان سوژه بدهد ، ثانياً اين انتقادها را براي بهتر شدن صميمانه بپذيرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;وضعيت سخنراني&lt;BR&gt;بهترين وضعيت قرار گرفتن براي سخنراني ايستاده است که در اين حالت مواردي وجود دارد که از اهميت زيادي برخوردار است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;قدم زدن&lt;BR&gt;بعضي افراد به خاطر فشار عصبي عادت دارند که زياد قدم بزنند ، آنها طول سکو را دائم راه مي روند. در اين حالت ، چشمان شنوندگان ، سخنران را از طرفي به طرف ديگر دنبال مي کنند و اين مي تواند حواس پرتي فوق العاده اي را براي آنها فراهم نمايد و اين حرکت جنبشي عاقبت مي تواند سبب گردد که شنونده به يک سستي و خواب آلودگي دچار شود.&lt;BR&gt;بديهي است حرکت در حين سخنراني خوب است اما فقط بايد به صورت يک قدم و در نقطه اصلي سخنراني شما باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;ميز عادي يا ميز مخصوص سخنراني&lt;BR&gt;پشت ميز بودن تنها در چند دقيقه اول ، قابل قبول است . پس تلاش کنيد به تدريج همانطور که سخنرانيتيان پيش مي رود ، از پشت ميز تغيير مکان دهيد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;&lt;BR&gt;حرکات دست&lt;BR&gt;بعضي از سخنرانان به ويژه در آغاز سخنرانيشان در مي يابند که دچار حالت عصبي مي شوند ، آنها با دست هايشان حرکات غير قابل کنترل زيادي را انجام مي دهند . گاهي اوقات دستهايشان را در پشت بدن و يا در جلوي بدن قرار مي دهند، گاهي آنها را داخل جيب شلوار مي گذارند و کاهي با سکه ها يا کليدهاي موجود خود بازي مي کنند يا با دست بينيشان را پاک مي کنند يا با خودکار بازي مي کنند.&lt;BR&gt;تمام اين موارد اختلالاتي است که يک سخنران مي تواند آنها را در کنترل خود داشته باشد . جهت مقابله با اين اختلالات مهم است که دست ها ديده شوند و بايد هميشه در جلوي بدن باشند ، همچنين حرکات مناسب دست مي تواند ارزش آنچه که گفته مي شود را افزون کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;بايد ها و نبايد ها&lt;BR&gt;دست ها بايد هميشه باز نگه داشته شوند ، اگرچه گاهي يک مشت گره شده مي تواند براي تأکيد بر قوت يک نکته استفاده شود ، ولي انگشتان يا دست هايي که باز هستند يک فرد صريح تر را نشان مي دهد.&lt;BR&gt;کف دستانتان نبايد با انگشتاني رو به بالا به طرف شنوندگان باشد زيرا اين عمل بر عدم قبول اشاره دارد.&lt;BR&gt;انگشت اشاره که به طرف شنوندگان تکان مي خورد اشاره به اين دارد که شما آنها را ساکت مي کنيد .&lt;BR&gt;يک حرکت دوراني اتفاقي با دستهايتان مي تواند زماني که با جمله اي اين چنيني ترکيب شود خيلي مؤثر باشد «بگذايد شروع کنيم» و «بگذاريد در مورد اين نکته توافق کنيم»&lt;BR&gt;حرکات دست بايد طبيعي باشد بنابراين اگر شما نمي توانيد دست هاي خود را به درستي تکان دهيد فقط دست هايتان را در مقابل خود قرار دهيد .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;ارائه&lt;BR&gt;ما همه از تجربه گوش کردن به يک سخنراني با متن عالي ولي ارائه خسته کننده اي که قادر نبوده حق مطلب را ادا کند ناراحت شده ايم . مواردي که سخنران با حالت يکنواخت و يا حالت تندي صحبت مي کند بنابراين براي جلوگيري از اين مورد صدايتان را تغيير دهيد . گاهي بلند صحبت کنيد و گاهي آرام .&lt;BR&gt;بر روي لغات و عبارت مشخص و مهم تأکيد نماييد ، گاهي اوقات ابتدا تند و سپس آهسته تر صحبت کنيد زيرا صداي شما و تأکيدي که بر روي لغات معين انجام مي دهيد مي تواند متن آماده شما را با روح نمايد .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;رسيدگي کردن به فشار عصبي&lt;BR&gt;شما براي اينکه سخنران مؤثري باشيد ابتدا بايد ترس ها ، نگراني ها و هيجان هاي خود را درک کنيد و سپس بر سيستم عصبي خودغلبه نماييد.&lt;BR&gt;بارها هنرپيشه ها را ديده ايد که وقتي خبرنگار از آنها مصاحبه مي کند اعتراف مي کنند که دچار استرس و فشار عصبي شده اند که اين به خاطر ترشح هورمون آدرنالين در بدن است که باعث مي شود ناراحتي هاي ناشي از فشار عصبي در بدن شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;روش هاي غلبه بر فشار عصبي&lt;BR&gt;کشيدن يک يا دو نفس عميق قبل از برخاستن يا به جلو برخاستن براي سخنراني .&lt;BR&gt;همچنين انجام چند حرکت ورزشي کمک مي کند که هورمون ادرنالين در بدن حرکت کند و اکسيژن را به خون برساند .&lt;BR&gt;همچنين اگر مي لرزيد دستهايتان را به هم بچسبانيد و يا ميز کنفرانس را بگيريد .&lt;BR&gt;و مهمتر از همه تهيه برنامه و آمادگي موضوعات است .&lt;BR&gt;هيچ وقت از فشار عصبي نترسيد . اکثر افراد هنگام سخنراني در مي يابند که صدا و دست و پاهايشان مي لرزد ولي در اغلب اوقات شنونده متوجه آن نمي شود .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;اجتناب از عادات نامناسب :&lt;BR&gt;- اهميت به خود&lt;BR&gt;يکي از روش هايي که باعث از دست دادن شنونده مي شود اهميت دادن به خودتان است براي مثال :&lt;BR&gt;خانم ها و آقايان : نکته اي را دوست دارم به شما بگويم ، من تجربه 20 ساله داشته ام و برنامه هاي بي شماري در راديو اجرا کرده ام .&lt;BR&gt;تعريف و تمجيد از خود ممکن است شخص را اغراق آميز جلوه دهد .&lt;BR&gt;-عذر خواهي کردن :&lt;BR&gt;نبايد سخنراني را با عذرخواهي شروع کرد ، مثلاً متأسفم من دير کردم يا متأسفم من آماده نيستم يا متأسفم که وقتتان را مي گيرم .&lt;BR&gt;فوراً عذرخواهي کردن هم سخنران و هم مطلب او را بي ارزش مي کند ، بهترين حالت اين است که توسط فردي که سخنران را دعوت مي کند انجام پذيرد .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;ساده صحبت نکردن و سخن بي مفهوم (غير روزمره)&lt;BR&gt;هميشه سعي کنيد متن سخنراني را طوري آماده کنيد که شنوندگان قادر به درک مطالب آن باشند و از به کار بردن کلمات و عباراتي که براي آنها ناآشنا است پرهيز کنيد .&lt;BR&gt;لطيفه ها : &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;اگر شما از توانايي لطيفه گوييتان مطمئن نيستيد آن را کنار بگذاريد . و اين عبارت را به خاطر بياوريد «اگر شک داريد آن را کنار بگذاريد»&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;&amp;nbsp;پرسش و پاسخ&lt;BR&gt;زماني که سؤالي از شما پرسيده مي شود و يا شما به نوبه خود از سؤال کننده مي پرسيد مي توانيد اين فن را به کار ببريد . بدين ترتيب که شما مي توانيد عبارات زير را به کار ببريد :&lt;BR&gt;«متأسفم من کاملاً آن را نفهميدم» يا «مي توانيد آن را تکرار کنيد» يا «مي توانيد دقيقاً آن را توضيح دهيد»&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;&amp;nbsp;نکاتي که در اين فن وجود دارد&lt;BR&gt;اولاً سؤالات به ندرت دقيقاً به همان شکل اول تکرار مي شوند و وقتي تکرار مي شوند اغلب براي پاسخ دادن آسانتر مي شوند .&lt;BR&gt;ثانياً بعضي از سؤالاتي که به نظر مي رسند مشکل باشند سؤال نيستند بلکه اظهاراتي هستند که سخنران مي تواند با آن موافق باشد يا ان را تصحيح کند .&lt;BR&gt;ثالثاً و مهمترين نکته اين است که وقتي سؤال کننده با تقاضا براي تکرار سؤال رو به رو مي شود اين عمل به سخنران مقداري وقت فکر کردن براي يافتن پاسخ را مي دهد .&lt;BR&gt;اگر شما پاسخ را نمي دانيد سعي نکنيد از خود جوابي بسازيد بايد بگوييد که متأسفم من نمي توانم به سؤال شما پاسخ دهم يا من پاسخ را براي شما پيدا خواهم کرد .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;وسايل کمک آموزشي:&lt;BR&gt;نقشه ها و تخته ها&lt;BR&gt;در هنگام نوشتن بر روي تخته که پشت سخنران و شنوندگان است سخنران بايد به جريان مکالمه ادامه دهد تا ارتباط او با شنوندگان قطع نشود .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;&amp;nbsp;پروژکتورها ، آورهدها و اسلايدها&lt;BR&gt;عکس هايي که روي پروژکتور يا اسلايد نشان مي دهيم بايد شامل حداقل جزئيات باشد اگر لازم است که اطلاعات زيادي روي تصاوير گفته شود بهتر است از متن هاي چاپي استفاده شود .&lt;BR&gt;وسايل ديگر مانند خط کش و ليزر براي نشان دادن قسمتي از تصوير نيز مورد استفاده قرار مي گيرد . در هنگان نشان دادن عکس يا شيء به حضار براي به دست آوردن نتيجه مشخص و مناسب ، حرکات دست بسيار مهم است و شيء را بايد حداقل در بلندي شانه قرار داد .&lt;BR&gt;تهيه کنندگان: سارا علومي – مريم کارنامه&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/56/%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84+%d9%88+%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8+%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%8a/" title="اصول و آداب سخنراني" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/55/%d9%85%d9%86+%d8%a7%d8%b2+%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7+%d9%85%d8%aa%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%85/</id>
<updated>Fri, 09 Apr 2010 20:52:00 GMT</updated>
<title type="text">من از کانادا متنفرم</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://canadajoon.blogfa.com/post-56.aspx&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;کانادا کشور خيلي بديه. من از اين کشور متنفرم. دلايل من هم واضح و مبرهنه. براي اينکه مطمئنتون کنم که نظرم کاملا درسته بعضي از دلايلم رو اينجا مي نويسم تا خودتون قضاوت کنين. فقط يادتون باشه که فکر مهاجرت به اين کشور عوضي رو نکنين. به همون ايران خودمون بچسبين و از زندگي پر صلح و صفا در کنار خانواده تون لذت ببرين. اين هم دلايل من: &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اين مطلب در سال 1385 در وبلاگ &lt;A href=&quot;http://canadajoon.blogfa.com/&quot;&gt;http://canadajoon.blogfa.com/&lt;/A&gt;&amp;nbsp;منتشر شده، احتمالا توي اين 4 سال وضع بدتر هم شده،&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;من به آنهايي كه قصد مهاجرت به كانادا را دارند پيشنهاد ميكنم حتما اين مطلب را مطالعه بكنن.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;OL type=1&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&amp;nbsp;اينجا يک نظام پزشکي احمقانه داره که آدمها رو همين طور بي دليل مجاني معالجه مي کنه. مثلا اگر برين بيمارستان هزينه ويزيت دکتر، معالجات، عمل جراحي، اتاق بيمار، غذا و داروي بيمار و خيلي چيزهاي ديگه رو دولت مي ده. آخه جون من کدوم کشور خراب شده اي يه همچه کار احمقانه اي مي کنه. تازه تو اکثر اتاقهاي بيمارستانها تلويزيون هست. براي بچه ها وسايل بازي هست. براي همراهان اتاق انتظار هست که گاهي وقتها هم توش قهوه و شکلات مجاني گذاشتن. از همه بدتر اينکه مريض چون قرار نيست پول بده مي تونه آزادنه در محيط بيمارستان بچرخه. ساعت ملاقات هم به طرز احمقانه اي&amp;nbsp;معمولا از صبح شروع ميشه تا شب. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اکثر پياده روها و خيابونهاي شهرها پر از چمنه. آدم حالش بهم مي خوره اينقدر سبزي مي بينه. اَه. آخه اينم شد کار. بدتر اينکه هي شهرداري مياد سر اين چمنها رو مي زنه و مرتبشون مي کنه. تازه اينجا اين قدر پارک و بوستان هست که آدم نمي دونه کدومشون رو بره. اين يکي که خيلي بده. آخه آدم گيج ميشه و گيجي هم براي سلامتي مضره.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اينجا مدرسه ها مجانيه. تازه تو اين مدرسه هاي مجاني تو هر کلاس معمولا بيشتر از ?? تا شاگرد نيست. تا دلتون بخواد در اختيار اين بچه ها وسايل بازي و امکانات آموزشي گذاشتن. آخه آدم نبايد حالش از اين وضعيت بهم بخوره. فکر نمي کنين چقدر بچه ها فاسد ميشن وقتي فکرشون آزادنه کار مي کنه و مي تونن از خودشون ابتکار به خرج بدن. بدتر اينکه خيلي از بچه ها تو مدرسه دو تا زبون ياد مي گيرن و وقتي ديپلمشون رو مي گيرن دو تا زبون انگليسي و فرانسه رو عين هم صحبت مي کنن و مي نويسن. واقعا اين يکي که ديگه حالم رو بهم مي زنه. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;دولت لوس کانادا براي اينکه مردم رو خر کنه به اونهايي که بچه دارن هرماه يه پولي مي ده. احمقانه اينه که اگر کسي در آمدش کمتر باشه پول بيشتري مي گيره. بعضي ها براي هر بچه اي بيش از ??? دلار در ماه مي گيرن تازه علاوه بر اون اخيرا ??? دلار هم بابت پول مهد کودک مي گيرن. اَه اَه اَه &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;بيشتر راههاي کانادا اتوبانه. آخه تو رو خدا يکي نيست بگه اتوبان باعث ميشه آدم راحت تر باشه و اين خيلي بده. بدتر اينکه اکثر اين اتوبانها عوارضي ندارن و همين طور مجاني مي ري توشون. تو رو خدا مي بيني مالياتي که از ما ميگيرن رو صرف چه بريز و بپاشهايي مي کنن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;تو اين کشور عجيب و غريب خدمات آزمايشگاهي مجاني. آخه آدم&amp;nbsp;اين&amp;nbsp;رو به کي بگه. وقتي ميري آزمايشگاه نه تنها خون و ادرار و اوني که نميشه اسمش رو بگم مجاني آزمايش مي کنن بلکه احمقا نتيجه آزمايش رو مستقيم مي فرستن براي دکترت که مريض به زحمت نيفته. اين ديگه قابل تحمل نيست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;بدترين چيز اينه که تقريبا همه اتوبوسهاي مدارس اينجا به يک شکلن. همه به رنگ زردن که حال آدم ازش بهم مي خوره. آخه احمقا فکر مي کنن اگه رنگ اتوبوس زرد باشه بهتر ديده ميشه و خطر تصادفش کمتره و بچه ها&amp;nbsp;جونشون بيشتر در امانه. از اون احمقانه ترش اينه که وقتي سرويس مدرسه وا ميسته که بچه ها رو سوار يا پياده کنه کلي&amp;nbsp; چراغهاي عجيب غريب دور و ورش روشن ميشه و همه ماشينها در هر طرف خيابون که باشن واميستن تا بچه ها با امنيت کامل تو خيابون تردد کنن. آخه چه اهميت داره که چندتا بچه در طول سال به خاطر تصادف بميرن که اينا اين همه مردم رو به زحمت ميندازن. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اگه بخواي تو کانادا يه کار جديد راه بندازي اينقدر بهت اطلاعات مجاني ميدن که ديگه بالا مياري. از وب سايتهاي دولتي بگير تا مشاوراي حضوري که همين طور پول ماليات رو به عنوان حقوق بهشون ميدن تا به يه عده که مي خوان ايجاد کار بکنن کمک کنن. آخه اينم شد کار. چرا بايد از آدمهايي که طرحهاي خوب تو کلشونه حمايت کرد. چرا دولت تا ??? هزار دلار به اين جور آدمها وام ميده. چرا شهرداريها از اين آدمهاي مبتکر حمايت مي کنن. اين ديگه چه وضعشه بابا. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;از سيستم بد اداري اينجا هر چي بگم کم گفتم. بيشتر کارهاي اداري اينجا يا از طريق اينترنت انجام ميشه و يا از طريق تلفن. براي اينکه نکنه کارمندهاي تنبلشون بخوان با ارباب رجوع سر و کله بزنن بيشتر کارها رو از راه دور و در اسرع وقت انجام مي دن. اين ديگه نوبرشه والا. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اينترنت تو کانادا سانسور نميشه. اينم شد کار. هر کي هر چقدر دلش بخواد به دولت و دولت مردان اينجا فحش مي ده. اينم شد روش اداره دولت. کسي رو اينجا به خاطر انتقاد کردن از دولت زنداني نمي کنن. بدتر اونکه سرش رو هم زير آب نمي کنن. من که اصلا سر در نميارم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;تو خيلي از شرکتهاي بزرگ وقتي کارمندها ميرن سر کار اصلا کارت نمي زنن. اصلا کسي ازت نميپرسه کي اومدي کي رفتي. اين ديگه چه وضعشه. اون وقت با اين وجود&amp;nbsp;اکثر کارمندها به موقع ميان و به موقع ميرن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اينجا تقريبا هر کس هر جوري دلش بخواد لباس مي پوشه و دين هم آزاده و هر کسي هر ديني که بخواد داره. کسي اصلا ازت سوال نمي کنه که دين و ايمونت چيه. يا اصلا دين و ايمون داري يا نه. اين ديگه انتهاي بي شعوريه.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;نظام بانکي اينجا حال آدم رو بهم مي زنه. بيشتر کارها اتوماتيک انجام ميشه. پرداخت قبضهات رو ميتوني اتوماتيک کني. دريافت حقوقت اتوماتيکه. خيلي از کارها رو از طريق اينترنت انجام مي دي. دستگاههاي خود پرداز همه جا ريخته که بتوني راحت پول بگيري يا کارهاي بانکيت رو انجام بدي. کارتهاي اعتباري و خطهاي اعتباري و غيره و غيره تو رو از اينکه به دوستان و آشنايانت براي گرفتن پول مراجعه کني بي نياز مي کنه. همينه که آدمها از هم فاصله مي گيرن. چون هيچ کس از کسي طلبکار نيست کمتر به هم ديگه تلفن مي زنن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;آدم از پليس کانادا نمي ترسه. بابا پليس بايد ابهت داشته باشه نه اينکه به آدم احترام بذاره. همينه که رقم جرم و جنايت اينجا کمه ديگه. لابد مردم از پليس خجالت مي کشن. چون مطمئنم که از پليس نمي ترسن. کشور کم جرم و جنايت که کشور نيست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;رقم تورم تو کانادا کمتر از سالي ? درصده. معمولا اين رقم حدود ? درصد نگه داشته ميشه. اعصاب آدم خرد ميشه از بس که قيمتها زياد نميشن. احساس مي کني که هيچ تحرکي تو اقتصاد اين کشور نيست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اگه بخوام از بديهاي کانادا بگم اين ليست سر به فلک مي کشه ولي فکر کنم همين ?? مورد براي اينکه متقاعدتون کنه کافي باشه. ديگه به اينکه فروشنده ها خوش برخوردن، پليس از آدم رشوه نمي خواد، مردم به هم احترام مي ذارن و خيلي چيزهاي بد ديگه اشاره نمي کنم&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/55/%d9%85%d9%86+%d8%a7%d8%b2+%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7+%d9%85%d8%aa%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%85/" title="من از کانادا متنفرم" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/54/%d8%b3%d8%a7%d9%84+%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af+%d9%81%d9%83%d8%b1.../</id>
<updated>Wed, 07 Apr 2010 18:43:00 GMT</updated>
<title type="text">سال جديد فكر...</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;سلام دوستان، اميدورام در سال جديد به تمامي اهداف شغلي و خانوادگي خود دست پيدا كنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان عزيز من،‏ سال جديد اگر با فكر جديد همراه نباشه هيچوقت نميتواند عنوان يك آغاز را با خود يدك بكشه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همانطور كه ميدانيم بهار با شكوفه،برگ و سبزي تغييرات خودش رو به رخ طبيعتي كه تا چند روز قبل بي جان بوده ميكشد، پس...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما اگر ميخواهيد در شغل، خانواده، رابطه خود با همسرتان و ... به موفقيتي چشمگير دست پيدا كنيد بايد هميشه خودتان (نه به اين معنا، خواهي نشي رسوا همرنگ جماعت شو. نه!!! به نظر بنده حقير يكي از بي معني ترين ضرب المثل ما ايراني هاي مي باشد) را تغيير بدهيد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعنوان مثال اگر در محيط كار هميشه 10 دقيقه تاخير داشتيد، اين نقيصه را رفع كنيد. اگر يك بخش خصوصي را اداره ميكنيد و نفراتي را در كنار هم به كار گرفته ايد. مي بايست محيط كاري فرح بخش، بدور از تنش. براي آنها بوجد آوريد تا آنها نيز تا نهايت توان براي شما كار (يا به قول دوستان مقتصد بازاري مايه بذارن) به هر حال اين مثال هاي كوچكي بود كه به فكر بنده مي رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به اطراف خود توجه كنيد، محيط كار خود را با تغييراتي حتي كوچك ( نياز به صرف هزينه هاي گزاف نيست.) تبديل به محيطي دلپذير كنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر فكر ميكنيد تبليغات هزينه است پس بايد اين را متذكر بشم كه روزي مصاحبه اي از يكي از بزرگان علم اقتصاد ميخواندم، در قسمتي از اين مصاحبه عنوان كرد كه اگر تمام ثروت من را ازم بگيرن و فقط 1دلار بعنوان سرمايه اوليه به تخصيص دهند، 99 سنت از آنرا براي تبليغات كار جديد خودم صرف ميكنم و به همين موفيتي كه الان درون آن قرار دارم ميرسم. پس بايد طرز فكر خود را نسبت به تبليغات در سال 1389 عوض كنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان من، رقبا را&amp;nbsp;به چشم دشمن نگاه نكنيد! بلكه اورا پله اي براي صعود فرض كنيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان من،&amp;nbsp;هميشه همكاران شما بهترين دوستان شما هستند مگر... پس تو&amp;nbsp;كسي هستي كه بايد&amp;nbsp;تغيير كني،&amp;nbsp;نه&amp;nbsp;اون.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان من،&amp;nbsp;مثل&amp;nbsp;سال گذشته به&amp;nbsp;بهانه بدهي، چك&amp;nbsp;و حقوق كارمندان از خانواده خود غافل نشويد. سعي كنيد توي امسال وقت بيشتري به آنها اختصاص بديد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ميدونيد الان مي&amp;nbsp;خواهم مخاطب خودم را&amp;nbsp;عوض كنم؟ مديران عزيز، شمايي كه بايد يك&amp;nbsp;سازمان را مديريت كنيد. آيا ميدانيد سال قبل چند بار به اشتباه جلوي ترفيع يك كارمند سخت كوش را گرفتيد؟ آيا ميدانيد چند بار براي اينكه خودتان را &amp;nbsp;توجيه كني پشت يكي از كارمندان زير دستت مخفي شدي؟ آيا ميداني&amp;nbsp;براي برنده شدن در يك مناقصه چه فشارهاي زيادي را به زير مجموعه خودت آوردي؟&lt;STRONG&gt;امسال سال جبران&lt;/STRONG&gt;. فكر خودت را&amp;nbsp;عوض كن. مطمئن باش تو با همين كارمندان به اين مقام رسيدي، پس با همين كارمندان هم پيشرفت ميكني. وقت بيشتري براي آنها قائل شو.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كنكور نزديكه!!!، البته تا اونجايي كه من ميدونم تقريبا مخاطب كنكوري ندارم. اما&amp;nbsp;شمايي كه توي خونه&amp;nbsp;فرزند، برادر يا خواهر كنكوري داريد، به آنها بگوييد درصورت قبول نشدن توي رشته دلخواه خود. دنيا به هيچ وجه به آخر نرسيده است. پس&amp;nbsp;طرز فكر خودشونو عوض كنن و به اين&amp;nbsp;بي انديشن كه هر پله خراب شده، نياز به ترميم دارد نه تاخير.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن آخـــر. براي شروع سال جديد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان عزيز من، همانطور كه ميدانيد از نظر علمي شايد به پاي خيلي&amp;nbsp;از شما نرسم (البته به زودي اين شكاف را هم جبران ميكنم) اما تجربه زيادي در اين آفته بازار دارم، ميدانم كه براي موفقيت و رسيدن اهداف راه طولاني&amp;nbsp;در پش دارم&amp;nbsp;و بايد خودم آماده مشكلاتي بزرگتر از مشكلات قبل&amp;nbsp;بكنم. من آماده ام و اميد دارم شما هم آماده باشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به اميد موفقيت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدايا فقط كافيه كه بخواهي ...&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/54/%d8%b3%d8%a7%d9%84+%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af+%d9%81%d9%83%d8%b1.../" title="سال جديد فكر..." type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/53/%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%8a%d8%aa+%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86+%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%8a/</id>
<updated>Sun, 14 Mar 2010 18:17:00 GMT</updated>
<title type="text">ماهيت بحران هاي مالي</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;وجود بحران هاي مالي آدمي را بر آن مي دارد تا از خود سؤال كند كه &quot; چرا با اينكه نيروهاي موجود در بازار منطقي عمل مي‌كنند هر از گاه بحران‌هاي مالي به وقوع مي‌پيوندند ؟&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN id=ctl00_MainContent_ShowArticle1_BodyLbl&gt;سال‌ها پيش چارلز كيندل برگر (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;Charles&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;Kindleberger&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;) در كتابش نوشت كه اقتصاد جهاني هميشه دستخوش يك سري ناآرامي و شكست مي‌باشد. اين بحران‌ها تا حدودي شالوده نظام سرمايه‌داري را لرزانده است. حتي تعدادي از اقتصاددانان بر اين باور هستند كه وجود تغييرات و اصلاحات اقتصادي و بنيادي وجود بحران‌هاي مالي را غير ممكن ساخته است. اگر در جائي بحران مالي بوجود مي‌آيد بيشتر بخاطر شرايط خاص تاريخي مي‌باشد نه بخاطر ساز و كار نظام سرمايه‌داري. اقتصادداني به نام هيمن مينسكي ( (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;Hyman Minsky&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;اين بي‌توجهي به بحران‌هاي مالي را به چالش كشيده است. او در سلسله مقالاتي نظريه بي ثباتي مالي ( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;financial&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;instability&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;) را درخصوص بحران‌هاي مالي مطرح كرد. بر اساس اين نظريه بحران‌هاي مالي قسمتي اجتناب‌ناپذير از نظام سرمايه‌داري به شمار مي‌آيند و يك سير قابل پيش بيني را طي مي‌كنند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;آنچه منجر به يك بحران مالي مي‌شود مجموعه اي از رخدادها است كه او آنها را &quot; جابجايي &quot; و يا وارد آمدن شوك خارجي به اقتصاد مي‌نامد. اين شوك مي‌تواند به اشكال مختلف به پيكره اقتصاد ضربه وارد كند از قبيل شروع جنگ، از بين رفتن محصولات كشاورزي و يا ورود يك اختراع و نوآوري در يك سيستم اقتصادي به گونه‌اي كه آن نظام اقتصادي مهياي آن نوآوري نباشد اگر اين شوك اقتصادي به حد كافي قوي باشد، باعث تقويت يك بخش اقتصادي شده و در همان حال ساير بخش‌هاي اقتصادي را تضعيف و نابود مي‌كند. اگر بخش جديد از فرصت سرمايه‌گذاري برخوردار شود همه سرمايه‌ها را به سوي خود روانه خواهد كرد و يك افزايش سرمايه‌گذاري ( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;Investment boom&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; ) را به همراه خواهد داشت و اين يك حالت آشوب و ناآرامي در اقتصاد پديد مي‌آورد. يكي از ويژگي‌هاي اين افزايش سرمايه‌گذاري در يك بخش اقتصادي افزايش نقدينگي و خلق پول مي‌باشد كه اين خود حجم پول را افزايش مي‌دهد. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;بنابراين هم تسهيلات اعطائي بانك‌ها و هم آورده شخصي سرمايه‌گذاران در اقتصاد باعث افزايش نقدينگي در بخش اقتصادي مربوطه مي‌شود. حس كنجكاوي بوجود آمده جهت سرمايه‌گذاري در بخش مربوطه ارزش دارايي مورد بحث را افزايش مي‌دهد (مثلاً با افزايش سرمايه‌گذاري در بخش مسكن و ساختمان ، ارزش و قيمت اين قلم دارايي افزايش مي‌يابد). افزايش قيمت، خود فرصت سرمايه‌گذاري جديد را نويد مي‌دهد و سرمايه‌گذاران جديد را وارد اين عرصه مي‌كند. اين فرايند فزاينده باعث افزايش سود و سرمايه‌گذاري مي‌گردد و مرحله‌اي بوجود مي‌آيد كه آن را &quot; اوج فعاليت &quot; (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;euphoria&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; ) مي‌نامند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;در اين مرحله سفته‌بازي در بخش مورد نظر اوج مي‌گيرد و حتي هر كس كه در بخش مورد نظر تخصصي ندارد دل به دريا مي‌زند و به اميد تحصيل سود، به سرمايه‌گذاري در اين بخش روي مي‌آورد. &lt;BR&gt;پس از آن مرحله حباب قيمت بوجود مي‌آيد (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;price bubble&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; ). همچنان كه مرحله سرمايه‌گذاري شدت مي‌گيرد ، حباب قيمت نيز بزرگ و بزرگتر مي‌شود. در طي اين مرحله گروهي از افراد كه در داخل اين بخش اقدام به سرمايه‌گذاري كرده‌اند با اين تفكر كه ديگر در اين بخش به اندازه كافي سرمايه‌گذاري صورت گرفته است در صدد برمي‌آيند تا سرمايه خود را از اين بخش خارج كنند و يا سرمايه خود را به پول نقد و يا دارايي با ارزش ديگري تبديل كرده و از اين گرداب خارج شوند. در كشاكش اين برنامه‌ها و خروج سرمايه‌گذاران از اين بخش اقتصادي، ممكن است سيستم بانكي ، مالي و يا اقتصادي دست به اقدامي بزند كه اين روند را شدت بخشد و يا ممكن است در فرايند بازار خللي ايجاد شود. به موازات خروج سفته بازان و دلالان از اين بخش، ارزش و قيمت اين قلم دارايي نيز افت شديد خواهد داشت و به قول اقتصاددانان حباب قيمت مي‌تركد. با تركيدن حباب قيمت ، سرمايه‌گذاران در پي حفظ ارزش دارايي خود بر مي‌آيند. در اين مرحله بانك‌ها اصولاً از اعطاي تسهيلات در بخش مورد نظر خودداري مي كنند و اين مرحله ديگري به نام &quot; كمبود نقدينگي و پول &quot; ( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;credit crunch&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; ) را رقم مي‌زند و حتي ممكن است يك دوره ركود اقتصادي و يا كندي فعاليت‌هاي اقتصادي را به همراه داشته باشد. پس از مدتي دوران ركود به سر مي‌آيد و اقتصاد جان تازه مي‌گيرد و دوباره همه چيز به حالت اول و به رونق اقتصادي بر مي‌گردد هر چند كه ممكن است اين حالت در اقتصاد جهاني امروز كه بسيار يكپارچه و ادغام شده مي‌باشد سال‌ها به طول انجامد. بحران‌هاي مالي امروز قابل سرايت بوده(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;contagion&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;) و با ورود از اقتصادي به اقتصاد ديگر حتي ابعاد گسترده‌تري به خود مي‌گيرند. ( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;snowball effect&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; ) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;گروه زيادي از اقتصاددانان امروزه نظريه هيمن مينسكي را رد مي كنند با اين توجيه كه نمي توان در مورد بحران هاي مالي يك فرمول و مدل خاص ارائه داد. انتقاد ديگري كه بر نظريات وي وارد شده اين است كه اين بحران،ها به زعم هيمن مينسكي ناشي از عدم قطعيت ، سفته‌بازي، سوداگري و بي‌ثباتي مي‌باشند . &lt;BR&gt;ميلتون فريدمن( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;Milton Friedman&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;) اقتصاددان برنده جايزه نوبل حالت سوداگري و سفته‌بازي را رد مي‌كند، به اين دليل كه همه سرمايه‌گذاران در بخش مورد نظر كاملاً منطقي عمل كرده و به جهت كسب سود وارد عمل مي‌شوند، در غير اين‌صورت اگر رفتارشان غير منطقي بود در جايي كه احتمال تحصيل سود و منافع وجود ندارد وارد مي‌شدند. به نظر وي آنچه كه ما از آن به عنوان سوداگري و سفته بازي ياد مي كنيم اقدامي است از جهت سرمايه گذاران تا سرمايه و آورده خود را از هر خطري حفظ كنند. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;در واقع آنچه بحران‌هاي مالي را شدت مي‌بخشد تصورات خود مردم از نيروهاي موجود در بازار است. آنها هر چند افرادي منطقي هستند ولي اقداماتي انجام مي‌دهند كه پيامدهاي غير منطقي در اقتصاد به همراه خواهد داشت. &lt;BR&gt;بحران مالي فعلي كه از كشور آمريكا شروع شده و همچون گردباد ساير اقتصادهاي جهان و بويژه اقتصاد كشورهاي اروپايي را در هم مي‌نوردد، بسياري از اقتصاددانان ريشه اين بحران را در وام‌هاي مسكن در آمريكا مي‌دانند. ( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;subprime mortgage&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; ) &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;اخيراً كتاب‌ها و مقالات بسيار زيادي در اين زمينه به رشته تحرير در آمده است . به‌عنوان مثال اقتصادداني به نام چارلز جونز ( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt;Charles I. Jones&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt;&quot;&gt; ) سال گذشته با چاپ كتابي در باب اقتصاد خرد توسط انتشارات نورتون ، در چند روز اخير مقاله‌اي با عنوان بحران مالي جهاني سال 2007 تا ؟؟ به چاپ رسانده و مي‌كوشد تا ابعاد اين بحران را از منظر اقتصاد خرد مورد بررسي قرار دهد. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;&quot;&gt;&lt;BR&gt;به نظر وي شوك‌هاي وارد بر اقتصاد از بخش مسكن ، ميزان پس‌انداز جهاني و تسهيلات مسكن مي‌باشد كه اين تسهيلات بدون رعايت ضوابط خاص بانكي رايج به وام گيرندگاني كه فكر مي‌كردند ارزش و قيمت مسكن هميشه در حال افزايش است اعطا شده است . همچنين نرخ اندك تسهيلات بانكي و كاهش قيمت نفت از عوامل ديگر اين بحران مي‌باشند. در سال 2002 قيمت هر بشكه نفت به 20 دلار مي‌رسيد در حاليكه در تابستان سال 2008 قيمت هر بشكه نفت حتي به 140 دلار هم رسيد. كالاهاي ديگري مانند برنج، گاز طبيعي ، فولاد و گندم نيز با افزايش قيمت روبرو بوده است. آنچه مهم است اين است كه مقداري از اين بحران مربوط به نوسانات قيمت اين كالاها مي‌باشد. &lt;BR&gt;پيامدها در اقتصاد خرد &lt;BR&gt;كاهش قيمت مسكن، ركود در دسامبر سال 2007 را به همراه داشت. اين ركود ابتدا خود را در بيكاري نمايان ساخت. اندكي بعد ركود خود را در ستانده كوتاه مدت (توليد در چرخه كوتاه مدت) نشان مي‌دهد. در ابتداي سال 2008 ستانده كوتاه مدت به عددي حدود صفر نزديك مي‌شود. هرچند كه در پايان سال 2008، توليد 4/2 درصد پايين‌تر از حد بالقوه مي‌باشد. حتي ركود خودش را در نرخ بيكاري نيز نشان داده است. بيكاري در سال 2007 با نرخ 4/4 و در ابتداي سال 2009 به ميزان 6/7 درصد رسيده‌است. &lt;BR&gt;اين اقتصاددان بحران مالي فعلي را بحران ترازنامه مي‌نامد هم براي خانوارها كه با كاهش ميزان خرج كردن پول مواجه خواهند شد و هم براي شركت‌ها و بنگاه‌ها كه ميزان انتفاع و تحصيل سود آنان كاهش خواهد يافت كه براساس قوانين شفاف حسابداري، خود را در ترازنامه نشان خواهد داد. (اين بحران آرايش دارايي و بدهي‌ها را در ترازنامه برهم خواهد زد.) در واقع آنچه ترازنامه را تراز مي‌كند سرمايه است كه از تفاضل بدهي و دارايي به دست مي‌آيد و از اين روي در ستون بدهي‌ها نمايش داده مي‌شود. &lt;BR&gt;اين بحران بسياري از موسسات بزرگ و بانك‌هاي مطرح آمريكا را به ورطه ورشكستگي كشانده است. حتي كمك‌هاي مالي دولت در غالب طرح محرك اقتصادي نيز نتوانست اين موسسات را از خطر شكست نجات دهد و بسياري از آنها از صحنه خارج گشته و به دنبال آن فقط به اخراج كاركنان خود اقدام كردند. گروهي از اقتصادانان آمريكا بر اين اعتقاد هستند كه وجود بحران‌هاي مالي هميشه براي آنها درس‌هاي بزرگي به همراه داشته و باعث بوجود آمدن اصلاحات و تغييرات بنيادين در نظام مالي آنها گشته است. به عنوان مثال آنها اينگونه عنوان مي‌كنند كه بحران مالي دهه 1930 باعث شد تا اصلاحاتي در نظام اقتصادي آنان صورت گيرد و اين بحران نيز در اين زمينه آنان را كمك خواهد كرد، در واقع آنان بر اين اعتقاد هستند كه اقتصاد آمريكا در حال پوست‌اندازي است. مطالعه بحران‌هاي مالي در چند سال اخير در ساير كشورها نشان مي‌دهد كه بحران‌هاي مالي با كاهش ارزش دارايي و ايجاد آسيب‌پذيري در بخشي از اقتصاد آغاز مي‌شوند. &lt;BR&gt;مايكل بوردو اقتصاددان دانشگاه راتجرز بر اين عقيده است كه در اين مواقع ما هميشه دو گام به جلو برداشته‌ايم و بعد يك گام به عقب رفته‌ايم. او خاطرنشان مي‌سازد اقداماتي كه بانك مركزي و خزانه‌داري آمريكا انجام مي‌دهند در واقع به بزرگ‌تر شدن بدنه دولت مي‌انجامد. اقداماتي از قبيل محرك‌هاي مالي و تزريق پول به اقتصاد در واقع افزايش نرخ تورم را به همراه خواهد داشت. &lt;BR&gt;آنچه از اين بحران‌ها به ياد داريم اين است كه آنها هميشه به ما چيزي آموخته‌اند. بحران فعلي ماحصل قوانين نه چندان محكم نظارتي، عدم سختگيري در اعطاي تسهيلات بانكي، تغيير در مقررات و پايين بودن نرخ بهره مي‌باشد. وقتي بحران به سر‌آيد، يقيناً در نظام مالي و مقرراتي آمريكا تغييراتي رخ خواهد داد. اينكه آيا اين تغييرات به اندازه تغييرات بعد از ركود دهه 1930 خواهد بود به زودي آشكار خواهد شد. همچنين اينكه عنوان مي‌شود ما از اين بحران درس‌هايي خواهيم آموخت، به خاطر نتايج حاصل از تحقيقات و مطالعاتي است كه توسط اقتصادداناني همچون آلبرتو و ادواردو كاوالوو انجام گرفته كه نشان مي‌دهد بسياري از كشورها كه در 30 سال گذشته از رشد اقتصادي بهره‌مند شده‌اند، به دنبال اصلاح ساختارهاي اقتصادي بعد از وقوع بحران‌هاي مالي بوده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/53/%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%8a%d8%aa+%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86+%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%8a/" title="ماهيت بحران هاي مالي" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/52/%d9%be%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86/</id>
<updated>Sun, 14 Mar 2010 18:16:00 GMT</updated>
<title type="text">پايان</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;اگر به عقي برگديد و با سرعت يك روز در دقيقه سال 88 را براي خودتون مرور كنيد به چه تنيجه اي مي رسيد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا به تمامي دعاهايي كه سر سفره سال تحويل88 كرديد رسيديد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا به اهدافتون رسيديد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا رابطه تان به همسرتان خوب بوده يا مثل سال قبل سراسر جنگ و دعوا؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا در محيط كار به پيشرفت رسيديد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا تونستيد جاي مديرتان كه داره بازنشست ميشه را بگيريد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا؟ آيا؟ آيا....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و هزاران‏ سوالات ديگه ميتونيد از خودتون بپرسيد و نتيجه دلخواهتان را بگيريد يا بلعكس، توي اين همه اتفاقي كه براي تمامي مردم مي افتد فقط سك چيز نقش دارد، آن هم تلاش و ديدن نقطه پايان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهي، در واقع هميشه رسيدن به هدف نيست بلكه هدف توي مسيره و شما بايد اونو بدست بياريد و ادامه مسير بدهيد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان براي من توي اين سال اتفاقات مثبت و منفي زيادي روي داد، به راستي توي تك تك اين وقايع، خدا را به همراه داشتم. اما اگه تلاش من نبود خدا دست ياري به من ميداد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه؟ چون ميگه از تو حركت از من بركت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هدف من از طرح اين موضوع اين بود كه در سالي كه گذشت ميتوانيم خشت سال آينده را كار بگذاريم. درسته؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعلا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نقطه سر خط تا...&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/52/%d9%be%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86/" title="پايان" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/51/%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa+%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/</id>
<updated>Wed, 24 Feb 2010 18:39:00 GMT</updated>
<title type="text">مديريت خانواده</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;دوستان عزيزم سلام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توي اين ده روزي كه وبلاگ خودمو به روز نكردم، حقيقت دنبال مطلبي مي گشتم كه تكراري نباشه. چون ميدونم شما سروران عزيز با چه دقتي به اين وبلاگ سر ميزنيد، پس وظيفه خودم سنگين تر مي بينم و تمام تلاشم و مي كنم كه مطالب در خور شان شما عزيزان باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطلبي كه امروز در نظر گرفتم مديريت خانواده است، چون همانطور ميدانيد اجتماع از خانواده تشكيل شده است، پس نميتوان نقش خانواده در تربيت مديران آينده ناديده گرفت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE width=&quot;100%&quot; align=right&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;مديريت خانواده&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;خانواده يکي از ارکان مهم و اساسي هر جامعه اي مي باشد . خانواده محل تجلي بسياري از خواسته هاي جامعه است و شکوفايي هر جامعه اي در شکوفايي نهاد خانواده نهفته است ، مديريت هر خانواده نيز نقش بسزايي در رشد و شکوفايي سازمان ها اعم از دولتي و خصوصي دارد و بسياري از اصول و مقررات سازمان ها نيز نشأت گرفته از اصول و مقررات حاکم بر خانواده ها مي باشد . خانواده به منزله يک واحد منسجم و پويا مي باشد که در جهت نيل به اهداف واحد گام برمي دارد و همه اعضاي يک خانواده مي بايست همگام با يکديگر در جهت تأمين خواسته هاي مشروع خانواده تلاش و حرکت نمايند . به منظور تأمين خواسته هاي مشروع خانواده لازم است خانواده ها همانند سازمان داراي اهداف و برنامه هاي مشخص و معين باشند و براي رسيدن به اين اهداف و برنامه ها اصول و موازيني را به کار ببرند که اهم اين اصول و موازين به شرح ذيل مي باشد : &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;?- اصل وحدت هدف : &lt;/P&gt;يکي از اصول مهم و اساسي در مديريت خانواده ، داشتن هدف و يا اهداف واحد مي باشد . هر خانواده بايد براي خود هدف يا اهداف واحدي داشته باشد و تمام سعي و تلاش خانواده بر اين باشد که اهداف همسو و هم جهت باشد . داشتن اهداف متضاد و متفاوت مي تواند مشکلاتي را در فرآيند سازگاري خانواده ايجاد و خانواده را دچار دوگانگي يا چند گانگي نمايد . &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;?- اصل وحدت مديريت : &lt;/P&gt;يکي ديگر از اصول مديريت خانواده ، وحدت رويه در مديريت خانواده و مديريت واحد در خانواده مي باشد . منظور از وحدت مديريت اين است که خانواده داراي مدير واحدي باشد و مديريت و هدايت اهداف و برنامه هاي خانواده را پذيرفته باشد . البته داشتن يک مدير واحد در خانواده به مفهوم اين نيست که ساير اعضاي خانواده نقشي در مديريت و اداره امور خانواده ندارند بلکه به اين مفهوم است که مدير خانواده نقش هماهنگ کننده بين اعضاي خانواده را دارد و صرفاً در تصميم گيري هاي اساسي که اعضاء خانواده مي بايست تابع نظرات مدير خانواده باشد و در ساير موارد تصميمات تعامل محور باشد. &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;?- اصل تقسيم کار : &lt;/P&gt;يکي ديگر از اصول مديريت در خانواده اصل تقسيم کار مي باشد . اصل تقسيم کار به اين مفهوم است که هر کس در خانواده متناسب با نقش و توان خود مسئوليتي را بپذيرد و همگام با ساير اعضاي خانواده به منظور تحقق اهداف و برنامه هاي خانواده ايفاي نقش نمايد . يکي از مزيت مهم اصل تقسيم کار در اين است که از هر کس متناسب با مسئوليتي که بعهده او گذاشته شده انتظار مي رود که وظايف خود را به نحو احسن انجام داده و پاسخگوي ساير اعضاي خانواده باشد و اين احساس که همه مسئوليت ها بر دوش يک نفر باشد و سايرين وظيفه اي در قبال خانواده نداشته باشد . کاهش يافته و حس و روحيه تعاون و همکاري در خانواده جايگزين حس عدم مسئوليت پذيري گردد . &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;?- اصل مشورت : &lt;/P&gt;يکي از اصول مهم و اساسي در مديريت خانواده اصل مشورت و تبادل نظر در بين اعضاي خانواده مي باشد . هر يک از اعضاي خانواده متناسب با ظرفيت و توانايي هاي خود همچنين متناسب باشد مکاني و زماني وظيفه دارد که در پيشبرد اهداف خانواده بحث و تبادل نظر نموده و هم از تجارب ساير اعضاي خانواده در تصميم گيري ها بهره مند باشد و هم خود با توجه به تجارب خود ساير اعضاي خانواده را در تصميم گيري ها بهره مند سازند . کاربرد اين اصل در مديريت خانواده موجب حس تفاهم و همدلي خانواده مي گردد و خانواده احساس هويت و ارزشمندي بيشتري مي يابد و ميزان مشارکت و همکاري اعضاء در پيشبرد اهداف خانواده افزايش مي يابد . &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;?- اصل برنامه ريزي : &lt;/P&gt;يکي ديگر از اصول مديريتي خانواده اصل برنامه ريزي مي باشد . منظور از اصل برنامه ريزي اين است که مديريت خانواده براي پيشبرد اهداف خانواده مي بايست متناسب با منابع موجود در خانواده برنامه ريزي و نيازهايي را بر اساس سلسله مراتب نيازها و ترتيب تقدم هر کدام از نيازها اولويت بندي نمايد . اصل برنامه ريزي موجب ايجاد تعادل درخواستهاي منطقي خانواده مي گردد و خانواده را در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده رهنمود مي سازد . &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;?- اصل نظم و انضباط : &lt;/P&gt;شايد به جرات بتوانيم بگوئيم که يکي از اصول مديريت در خانواده وجود نظم و انضباط دقيق و منطقي در بين تک تک اعضاي خانواده در انجام وظايف و تکاليف محوله مي باشد . چنانچه بدون وجود نظم و انضباط در خانواده هر سعي و تلاشي قرين موفقيت نخواهد بود . بنابراين لازمه پيشبرد اهداف و برنامه ها وجود نظم و انضباط حاکم بر فضاي خانواده مي باشد و اين مهم بعهده مديريت خانواده مي باشد که با ايجاد نظم و انضباط و نظارت بر فعاليت هاي اعضاي خانواده به حداکثر نتيجه مطلوب برسد . &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;?- اصل تصميم گيري : &lt;/P&gt;يکي ديگر از اصول مديريت خانواده اصل تصميم گيري است . لازمه تصميم گيري در اداره امور خانه اين است که مدير خانواده پيرامون موضوع يا مسئله که قرار است درباره آن تصميم گيري شود اطلاعات لازم را کسب نموده و پس از جمع آوري اطلاعات کافي و لازم در مورد آن موضوع‌، با تبادل نظر بين اعضاي خانواده و بحث و بررسي منطقي بر اساس اطلاعات موجود ، اقدام به تصميم گيري نمايد&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/51/%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa+%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/" title="مديريت خانواده" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/50/%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%8a+%d9%81%d8%a7%d9%8a%d9%88%d9%84/</id>
<updated>Wed, 10 Feb 2010 17:05:00 GMT</updated>
<title type="text">هنري فايول</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;هنري&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فايول&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;1841: &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;تولد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; 1918. &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;بازنشستگي&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; 1925. &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;د&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;رگذشت&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;...&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تا حدود يک ربع قرن پس&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از مرگش، در خارج از زادگاهش يعني فرانسه ناشناس باقي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مانده بود. در دهه‌&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;1950&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;، کتاب او به نام مديريت عمومي و صنعتي منتشر و افکارفايول&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در خصوص مديريت براي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ديگران شناخته شد. امروزه، فايول را پدر و باني مکتب مديريت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اجرايي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مي‌دانند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;.&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فايول کل دوران شغلي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خود را در يک&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شرکت گذراند يعني شرکت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;معادن و فلزات فرانسه. او کارش را به عنوان مهندس معدن آغاز&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کرد و در سال 1872 به عنوان رييس گروه معادن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;منصوب شد. در سال 1888 او به سمت مدير&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عامل اين شرکت منصوب شد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;که اين سمت را تا هنگام بازنشستگي خود در سال 1918 حفظ کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دشوار است تاثير فايول&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بر تفکر مديريت و متفکران مديريت را بسنجيم. او را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پدر و بنيانگزار مکتب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مديريت مي‌نامند. او نخستين فردي بود که به سازمان «از بالا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به پايين» نگريست،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مديريت را به عنوان يک فرآيند معرفي کرد، اين فرآيند را به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بخشهاي فرعي تقسيم کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و اصولي را تدوين نمود که باعث بهترين استفاده از افراد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مي‌شوند.فايول بدين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ترتيب رشته‌اي را براي آموزش مديريت ايجاد کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فايول&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مي‌گويد که مديران بايد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;برنامه‌ريزي کنند، سازماندهي نمايند، کارکنان را انتخاب&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کنند، هدايت کنند، هماهنگ نمايند، گزارش دهند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و تامين بودجه نمايند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اگر نگاهي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دقيق‌تر به پنج اصل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مديريتي فايول داشته باشيم، مي‌بينيم که تضادها و نگرانيها،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مسئوليتها و وظايف، و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سبکها و مشکلاتي که يک قرن پيش شناخته شده بودند، هنوز هم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;وجود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دارند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با توجه به اينکه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مقابله با قوانين زايد و بروکراسي يکي از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اهداف مهم مديريتي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فايول است، اگر او امروز زنده بود و مي‌ديد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;که پيشرفت بسيار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اندکي در اين زمينه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حاصل شده است، قطعاً نااميد مي‌شد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از دو فعاليت‌&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آخر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مديريتي فايول يعني&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فرماندهي و کنترل، براي تشريح ساختار سلسله مراتبي و سبک&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مديريتي سازمانهاي بزرگ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در دهه‌ 1950 تا دهه‌ 1980 استفاده شده است. اما اگر مجدداً&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نگاهي دقيق‌تر به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;گفته‌هاي فايول داشته باشيم ( بويژه در مورد فرماندهي) مي‌بينيم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;که فرماندهي مد نظر او تفاوت چنداني با اصل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اعطاي اختيارات و قدرت در مديريت امروزي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ندارد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;البته از ديدگاههاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فايول به دليل ضعف در تجزيه و تحليل و ارزشيابي،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تداخل در اصول، تداخل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در وظايف، سردرگمي موجود در ساختارهايش و توجه بسيار زياد او&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به يک سلسله مراتب بالا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به پايين، انتقاد شده است. البته اصول مديريتي او تفاوت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چنداني با ويژگيهاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سازمانهاي رسمي تعريف شده در نوشته هاي ماکس وبر ندارند. تاثير&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فايول به عنوان نخستين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کسي که مديريت را بر مبناي برنامه‌ريزي و سازماندهي افراد،&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به صورت يک فرآيند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سلسله مراتبي بالا به پايين تشريح کرد، مؤيد جايگاه برتر او در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ميان دانشجويان و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مديران امروزي است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&amp;lt;**ادامه زندگينامه هنري فايل...**&amp;gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #006666; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;هنري فايول ( 1925 – 1841 ) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;هنري فايول يك مهندس معدن فرانسوي بود كه بطور مستقل از جنبش مديريت علمي آمريكايي ، يك تئوري عمومي دربارة مديريت بازرگاني ارائه نمود. قابل توجه ترين اثروي،كتابي تحت عنوان (( مديريت عمومي وصنعتي )) بود كه در سال 1925 منتشر گرديد . فايول در اين كتاب تلاش نمود به طبقه بندي وظايف مديريت بپردازد . فايول برخلاف تيلور و پيروانش در مديريت علمي ، پيش از آنكه به مديريت فرايندهاي منفرد بپردازد ، بر وظايف مديران ارشد تأكيد نموده است . ايده هاي فايول انعطاف پذيرتر از تيلور بوده و نگرش وي به مديريت داراي جذابيت خاصي مي باشد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;فايول در 29جولاي سال 1841 در گالاتا محلي در حومة كانستنتينوپل به دنيا آمد . پدرش يك مهندس بود كه به منظور ايجاد يك شركت ذوب آهن براي ريخته گري لوله هاي توپ به تركيه نقل مكان كرده بود و بعدها بعنوان سرپرست يك پروژه فرانسوي جهت ساخت پلي بر روي گلدن هورن ميان كانستنتينوپل و گالاتا ، منصوب گرديد . در سال 1847 خانوادة فايول به فرانسه بازگشتند و او تحصيلات خود را در مدارس والنس و ليون و سپس دانشكدة معدن در سنت اتين به انجام رساند . فايول بلافاصله پس از تحصيلاتش در سن 19 سالگي به استخدام شركت استخراج معدن بواژو رامبورگ درآمد ، و توسط استفان موني ، مدير معدن كامنتري جذب شد . هنگاميكه موني شريك عمدة بواژو رامبورگ گرديد و به پاريس بازگشت ، فايول به سمت مديريت معدن كامنتري برگزيده شد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;موني رهبري پويا بود كه جلوتر از زمان خود پيش مي رفت . وي شركت بواژو رامبورگ را از يك شركت سهامي خاص به شركت سهامي عام تبديل نمود و نام آنرا به كامنتري – فوقشا مبالت تغيير داد و به توسعه آن پرداخت .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;ولي با مرگ موني در سال 1884 شركت به دستان يكي از مالكين بنام آناتول لو برون سسوال سپرده شد . در همان ايام بحران شديدي بر صنايع آهن و فولاد حكمفرما بود و لذا سسوال نتوانست بصورت مؤثري به ادارة شركت بپردازد . در سال 1888 شركت در مرز ورشكستگي قرار گرفت و تنها واحد شركت كه عملكردخوبي داشت ، معدن كامنتري بود.سرانجام هنگاميكه سسوال&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;از سمت خود بركنار گرديد ، هيئت مديره ، فايول را به مدير عاملي برگزيد . از آنجا كه وي در ابتدا به عضويت هيئت مديره منصوب نگرديد ، لذا مدير عاملي او موقتي به نظر مي رسيد ولي هيئت مديره ، وي را فراتر از مدير يك واحد و سزاوار مديريت عاملي مي دانست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;اگر خوب دقت كنيم متوجه مي شويم كه نگراني هيئت مديره از انتصاب يك شخص 47 ساله كه هيچ تجربه اي در سطوح عالي مديريت نداشته و يا آموزشي در اين زمينه نديده است به سمت رياست يك شركت بزرگ ، بي مورد نمي باشد ولي فايول ثابت كرد نسبت به وظايفي كه بر عهده اش گذاشته شده است زياد هم نامأنوس نبوده و همانطور كه خودش بعدها گفت ، او مدير بهتري بود تا يك مهندس . اولين اقدام فايول ، ايجاد يك بنيه مالي براي شركت بود كه بدين منظور به جستجوي منابع مالي در مناطق مختلف پرداخت و تعدادي از شركتهاي كوچك كه در زمينه استخراج معدن و ريخته گري و فلزات فعاليت داشتند را ادغام نمود و اين روند در سال 1892 با به مالكيت درآوردن ماشين آلات نورد آهن و فولاد شركت دكازويل به نقطة اوج خود رسيد و شركت از آن پس نام خود را به شركت كامنتري ، فوقشا مبالت ، و دكازويل تغيير داد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;اين شركت در سال 1900 يكي از بزرگترين توليد كنندگان آهن و فولاد در فرانسه بود و يك صنعت ملي و حياتي براي اين كشور به شمار مي آمد بويژه از آنجا كه در توسعه و نوسازي تسليحات ارتش فرانسه در سالهاي قبل از جنگ جهاني اول نقش اساسي داشت . سرانجام هيئت مديره ، فايول را براي عضويت در هيئت مديره شركتي كه دوازده سال مديريت آنرا بر عهده داشت پذيرفت . در طول دو دهة بعد ، فايول به رهبري شركتي كه ديگر به شكوفايي و ثروت رسيده بود ادامه داد و بعلاوه بسيار علاقه مندبه مسائل مديريتي گرديد بويژه بررسي وجود اصول كلي براي مديريت، بگونه اي كه بتوان آنها را در هيئت مديره بكار برد . تجارب وي و مشاهداتش از كارهاي ديگران نشان داد كه چنين اصولي را مي توان ايجاد نمود و علاوه بر آن مي توان وظايف و فعاليت هاي مديريت را در قالب استانداردهاي مختلف طبقه بندي نمود . ساساكي اشاره مي كند كه فايول به شدت تحت تأثير فلسفه مثبت گرايي آگوست كامت و كلود برنارد قرار گرفته بود . فلسفه اي كه در آن از حقايق جمع آوري شده از طريق مشاهده و تجربه ، بطور مستقيم و با دقت استنتاج صورت مي گيرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;فايول نظرات خود را ابتدا در مقاله اي در كنگرة انجمن صنايع معدني در سال 1908 ارائه نمود كه منجر به معطوف شدن نگاهها به وي در فرانسه گرديد . در طول هفت سال بعد فايول به تكميل نظريه خود ادامه داد و سرانجام در سال 1915 آنرا در مقاله اي در يك مجله فرانسوي مرتبط به معدن تحت عنوان ((مديريت عمومي و صنعتي )) منتشر نمود و در سال 1925 آنرا در قالب يك كتاب به همين عنوان منتشر كرد . اين مقاله باعث گرديد فايول به رهبر ملي در زمينه مديريت در فرانسه تبديل گردد و يك مكتب فكري بنام فايوليسم شروع به رشد نمود كه مخالف مكتب تيلوريست با ايده هاي آمريكايي دربارة مديريت علمي بود كه در سالهاي بعد از 1905 توسط يك شيميدان به نام هنري لو شاتليق و يك معمار بنام چارلز دو فقمينويل به فرانسه آورده شده بود . فايول پس از بازنشستگي از سمت مديريت عاملي شركت كامنتري – فوقشا مبالت – دكازويل به مشاوره تمام وقت پرداخت و پس از جنگ جهاني اول با دولت بلژيك همكاري نمود و پس از آن به دولت فرانسه در زمينه سازماندهي مجدد وزارت پست ، تلگراف و تلفن كمك نمود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;در سال 1919 فايول يك مركز مديريت اداري جهت ترويج تئوريهاي خود در زمينه مديريت ايجاد نمود . در همان سالها لوشاتليق و فقمينويل نيز يك ساختار مشابه (كنفرانس فرانسوي در زمينة مديريت علمي ) ايجاد كرده بودند . زمان زيادي نگذشته بود كه يك تقابل رقابتي شديد ميان دو مكتب فكري درگرفت . سرانجام در دومين كنفرانس بين المللي مديريت كه در سال 1925 در بروكسل تشكيل گرديد ، فايول پس از انجام مذاكراتي با فقمينويل اعلام نمود كه تضادي ميان عقايدش با نظرات تيلور وجود ندارد و دو سازمان رضايت به ادغام با يكديگر به سرپرستي فقمينويل داده اند . از آنجا كه اغلب اختلافاتي كه ميان طرفداران فايول و لوشاتليق و فقمينويل وجود داشت شخصي و مليتي بود بگونه اي كه طرفداران تيلوريسم آمريكايي از مليت خودحمايت مينمودند، لذا مي توان گفت اظهارات فايول مبني بر اينكه هيچ تضاد اساسي ميان عقايدش با نظريات تيلور و جود ندارد ، صحيح مي باشد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;فايول در 19 نوامبر سال 1925 در منزل خود در پاريس درگذشت .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;او در كتاب مديريت عمومي و صنعتي توضيحات خود را با بيان اين مطلب آغاز نمود كه ويژگي همة سازمانها و مشاغل صرف نظر از نوع ، توسط شش نوع فعاليت مشخص مي شود :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;توليد ، بازرگاني ( فروش / بازاريابي ) ، مالي ، امنيت ، حسابداري ، و مديريت و امور اداري . با رشد و توسعه سازمانها ، اهميت مديريت افزايش يافته وكنترل و ايجاد هماهنگي ميان پنج عنصر ديگرنيز ضرورت مي يابد . بر اين اساس ، فايول وظايف مديريت را اساساً به پنج عنصر و بعدها به هفت عنصر طبقه بندي نمود كه بصورت اختصاري POSDCORB ناميده مي شوند و عبارتست از :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;برنامه ريزي (Planning ) ، سازماندهي ( Organising ) ،كارگزيني ( Staffing ) ، هدايت ( Directing ) ، هماهنگي ( Co_ Ordinating ) ، گزارش دهي ( Reporting ) و بودجه بندي ( Budgeting ) .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;به نظر فايول هر مديري صرف نظر از نوع كار ، در انجام همة اين وظايف درگير مي شود، منتهي ميزان آن متفاوت خواهد بود .مفهوم POSDCORB نه فقط به منظور ايجاد منافع مالي ، بلكه تا حدودي در جهت واكنش به پيتر دراكر كه در دهه هاي 1950 و 1960 سعي در اصلاح وظايف مديريت در قالب چند رويه اصلي نظير نو آوري و بازاريابي نمود ، توسعه و گسترش يافت ولي از آنجا كه تصور اينكه يك مدير حتي امروزه درگير حداقل چند عنصر از عناصر هفتگانه POSDCORB نباشد مشكل است ، لذا مفهوم POSDCORB كارايي خود را از دست نداده و بخوبي كار ميكند . گرچه ميان نيازهاي مديران در سطوح و سازمانهاي مختلف تفاوت وجود دارد ، ولي اين تفاوت بيشتر در ميزان هر يك از عناصر مي باشد و نه در نوع عناصر . يك راه آسان براي آزمايش اعتبار مفهوم POSDCORB اين است كه يك يا چند عنصر آنرا از دامنة مسئوليتهاي مدير حذف نماييم و آنگاه ميزان افزايش عدم اطمينان آن مدير مورد بررسي قرار گيرد . جالب است توجه داشته باشيم كه گرچهPOSDCORB همچنان باقي مانده است و اعتبار دارد ، ولي اصول چهارده گانة مشهور فايول دربارة مديريت، ديگر اعتبار خود را از دست داده است . اصول چهارده گانه مذكور بطور خلاصه عبارتست از :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;?- تقسيم كار ، بگونه اي كه هركاري به حداكثر كارايي خود برسد . &lt;BR&gt;?- تعيين اختيارات . &lt;BR&gt;?- نظم . &lt;BR&gt;?- وحدت فرماندهي ، بطوريكه يك مرئوس به بيش از يك رئيس گزارش نكند . &lt;BR&gt;?- وحدت رويه و اعمال تمامي كنترل ها از يك منبع . &lt;BR&gt;?- مرتبط نمودن علائق فردي به علائق سازماني . &lt;BR&gt;?- توزيع عادلانه پاداش براي همه ( اگرچه فايول علاقه اي به تسهيم مزايا نداشت ) . &lt;BR&gt;?- تمركز كنترل و قدرت . &lt;BR&gt;?- سلسله مراتب معين ، بگونه اي كه هر كارمندي از موقعيت و وظايف خود در سازمان مطلع باشد . &lt;BR&gt;??- آگاهي از مقاصد و اهداف . &lt;BR&gt;??- تساوي و عدالت در تعاملات ميان كاركنان و مديران . &lt;BR&gt;??- ثبات شغل و موقعيت جهت حصول اطمينان از حداقل گردش شغلي كاركنان و مديران . &lt;BR&gt;??- توسعه نبوغ و ابتكار فردي . &lt;BR&gt;??- ايجاد روحيه صميميت و دلگرمي جمعي و حفظ روحيه كاركنان و مديريت . &lt;BR&gt;اين اصول چهارده گانه ، به ويژه تقسيم كار و تمركز قدرت و سلسله مراتب معين ، تا حدود زيادي مربوط به زمان خود در هفتاد سال گذشته بوده و امروزه كاربرد چنداني ندارد . ثبات شغل و موقعيت نيز بيشتر به خاطره تبديل شده است . ولي برخي از اصول مذكور نظير وحدت رويه ، آگاهي از مقاصد و اهداف و تساوي و عدالت ، هنوز به قوت خود باقي است . امروزه مشكل در اين است كه چگونه مي توان فايوليسم را با موضوعاتي كه امروزه كاربرد دارند مرتبط نمود و آن قسمت هايي را كه ديگر كاربردي ندارند حذف نمود .&lt;BR&gt;در پايان توجه به اين نكته لازم است كه نبايد فراموش كنيم فايول يك تئوريسين دانشگاهي نبود بلكه يك مدير مجرب با سوابق طولاني در مديريت بود كه تحت شرايط متفاوت موفق بوده است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/50/%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%8a+%d9%81%d8%a7%d9%8a%d9%88%d9%84/" title="هنري فايول" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/49/%d9%86%d8%b1%d8%ae+%d8%a7%d8%b1%d8%b2+%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%8c+%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%86%d9%87+%d8%a2%d8%b4%d9%8a%d9%84+%d8%b7%d8%b1%d8%ad+%d9%87%d8%af%d9%81%d9%85%d9%86%d8%af+%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%8a+%d9%8a%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%87%d8%a7/</id>
<updated>Mon, 01 Feb 2010 13:43:00 GMT</updated>
<title type="text">نرخ ارز ثابت، پاشنه آشيل طرح هدفمند سازي يارانهها</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=ltr style=&quot;DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr style=&quot;DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;ادعاي اين مقاله اين است که اگر نرخ بازاري ارز متناسب با آزادسازي يارانه‌ها افزايش نيابد؛ بسياري از صنايع ايران بدون اين که فرصت تطبيق با شرايط جديد را داشته باشند حذف خواهند شد و اين درست بر خلاف هدف کارآمدسازي است که طرح به دنبال آن است. ما به اين موضوع که نرخ ارز چه‌گونه تابع هدف سياست‌گذار را تعيين مي‌کند و طرح اصلاح يارانه‌ها چه‌گونه اين تابع هدف را تحت تاثير قرار خواهد داد نيز مي‌پردازيم و نشان مي‌دهيم که به دليل تغيير در منابع درآمد ريالي دولت، توصيه سياستي &quot;افزايش قيمت ارز&quot; مي‌تواند عملي باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;اين حدس که چرا با فرض ثابت نگه‌داشتن وضعيت فعلي نرخ ارز، اجراي طرح اصلاح يارانه‌ها به معناي نابودي بسياري از صنايع کشور خواهد بود از دو مسير مشابه ولي داراي تاخير زماني متفاوت قابل دنبال کردن است:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;**براي مشاهده ادامه مقاله كليك كنيد...**&amp;gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;1-&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آزادسازي يارانه‌ها در دور اول تاثير، قيمت نهاده‌هاي توليدي که تا الان به قيمت دولتي در اختيار صنايع مختلف قرار مي‌گرفت (عمدتن حامل‌هاي انرژي و آب) را افزايش مي‌دهد. افزايش قيمت نهاده‌ها قيمت &quot;ريالي&quot; محصولات ساخت شرکت‌هاي داخلي را افزايش مي‌دهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;2- &amp;nbsp;در مرحله بعدي دليل افزايش سطح عمومي قيمت‌ها در کل اقتصاد، هزينه تمام شده اکثر ورودي‌هاي صنعت از جمله دست‌مزد افزايش خواهد يافت و مجددن قيمت ريالي محصولات داخلي به اجبار افزايش مي‌يابد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;قطعن تورم مضراتي دارد ولي اين مضرات از سويي به دليل تاخير در رشد دست‌مزدها متناسب با قيمت‌ها است و از سوي ديگر به شکل کاهش ارزش پس اندازهاي آحاد مردم و عدم تمايل به سرمايه&amp;shy;گذاري بروز مي‌کند. لذا اگر در يک آزمايش ذهني مي‌توانستيم همه قيمت‌ها را دو برابر کنيم و پس اندازها و دست‌مزدها هم به همان نسبت دوبرابر مي‌شد در بخش حقيقي اقتصاد کشور تغييري رخ نمي داد و وضع رفاه هيچ کس تغييري نمي‌کرد. اين کار مشابه حذف چند صفر از واحد پول ملي است که باعث افزايش يا کاهش رشد اقتصادي نمي‌شود. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;به اين ترتيب اگر مبادلات تجاري با خارج از کشور را در نظر نگيريم (اقتصاد بسته)، دو برابر شدن همه قيمت‌ها، دست‌مزدها و پس اندازها اثري روي رفاه نخواهد داشت. در همين فضا، اگر نرخ ارز را به عنوان رابط داخل و خارج وارد کنيم؛ و نرخ ارز نيز دو برابر شود هم‌چنان هيچ اتفاقي نيفتاده است. اما اگر قيمت‌هاي ريالي دوبرابر شده و نرخ ارز ثابت باشد، در واقع قيمت محصولات خارجي نصف &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;شده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt; است و تقاضا براي خريد کالاي خارجي به شدت افزايش مي‌يابد. در اين شرايط واضح است که صنايع داخلي بسياري ورشکست مي‌شوند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;افزايش سطح عمومي قيمت‌ها و ثابت ماندن نرخ اسمي ارز به معني کاهش نرخ ارز حقيقي است که همان اثري را دارد که در بيماري هلندي از آن به ضد صنعت و ضد کشاورزي ياد مي‌شود. به عنوان مثال اگر قيمت دلار قبل از طرح هدف‌مند کردن يارانه‌ها 1000 تومان باشد، يک کالاي صد دلاري وارداتي به قيمت صد هزار تومان فروخته خواهد شد. حال اگر بعد از اجراي طرح، نرخ برابري ريال و دلار ثابت بماند، آن کالاي 100 دلاري هم‌چنان صد هزار تومان خواهد بود. اين در حالي است که انتظار مي‌رود که سطح عمومي قيمت‌هاي داخلي افزايش يابد و در اين صورت علاوه بر قيمت انرِژي هاي مصرفي صنايع، قيمت ساير مواد اوليه و نيز نيروي کار افزوده خواهد شد و از اين رو قيمت تمام شده براي توليد کننده داخلي جهش شديدي خواهد داشت. در شرايطي که اکثر صنايع داخلي در نقطه سر به سر قرار دارند (فاقد مازاد سود هستند) و بسياري از آن‌ها در آستانه ورشکستگي به سر مي برند چنين جهشي در هزينه تمام شده به مثابه تير خلاص به بسياري از صنايع داخلي خواهد بود. در حال حاضر خبر تعطيلي بسياري از صنايع به دليل واردات محصولات خارجي که بسياري از بازارها را قبضه کرده اند هر روزه منتشر مي‌شود. افزايش ناگهاني هزينه هاي تمام شده در پي اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها بدون اصلاح نرخ ارز به شيوه مناسب، موجب ايجاد موج بزرگي از ورشکستگي صنايع داخلي و به تبع آن موج بزرگي از بي‌کاري خواهد شد که ممکن است موجب نارضايتي عمومي و ناآرامي‌هاي اجتماعي شده و تبعات برگشت ناپذيري داشته باشد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;تجربه اقتصاد ايران مي‌گويد تکيه به ابزار سياست‌هاي تجاري (موانع تعرفه‌اي و غيرتعرفه‌اي) هم - با فرض آن‌که اساسن دولت بخواهد به آن‌ها تن بدهد - در اين بين چندان راه‌گشا نيست. چرا که عمده محصولاتي که به طريق رسمي وارد کشور مي‌شوند کالاهاي سرمايه‌اي هستند که اتفاقن توليد داخلي چنداني هم ندارند. کالاهاي مصرفي (مثلن پوشاک و لوازم الکترونيک) عمدتن به صورت قاچاق وارد مي‌شوند و لذا نمي‌توان با تعرفه بالاتر صنايع داخلي را از خطر رقابت خارجي حفظ کرد. در هفته هاي گذشته گزارش هايي در مطبوعات منتشر شد مبني بر اينکه ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز حجم اين مبادلات خارجي قاچاق را 16 ميليارد دلار تخمين زده است. تخمين‌هاي قبلي، حجم قاچاق را حداقل 6 ميليارد دلار اعلام کرده بودند. حتي در اين صورت هم اين رقم قابل توجه است.&amp;nbsp;بي‌شک بعد از افزايش سطح عمومي قيمت‌ها و ثابت بودن نرخ ارز، سودآوري واردات و انگيزه قاچاق بيش‌تر شده و در نتيجه سيل محصولات خارجي مصرفي بازارهاي کشور را فرا خواهد گرفت. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;حال سوالي که مطرح است اين است که چرا با وجود اين تاثيرات منفي بديهي، سياست‌گذاران دست به افزايش نرخ دلار نزده و صنايع داخلي را از خطر ورشکستگي محافظت نمي‌کنند؟ پاسخ اين سوال به اين بستگي دارد که سياست‌گذار در ارتباط با نرخ ارز چه تابع هدفي را بيشينه مي‌کند؟ حدس ما اين است که تابع هدف سياست‌گذار از سه جزء (با وزن‌هاي نامساوي) تشکيل شده است: کنترل تورم داخلي (خاصيت لنگر تورمي)، بيشينه کردن درآمد ريالي دولت از محل فروش ارز و توسعه صادرات و محافظت از صنايع داخلي.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;همان‌گونه که در يادداشت ديگري هم اشاره شد به احتمال زياد سياست‌گذاران نسبت به افزايش نرخ ارز به موازات آزادسازي قيمت انرژي بي‌تمايل خواهند بود. چرا که نرخ ارز پايين، ابزاري براي واردات ارزان‌قيمت و عرضه گسترده کالاي ارزان خارجي و در نتيجه کنترل تورم (خصوصن در مورد سبد کالاهاي مصرفي) را در اختيار سياست‌گذار قرار مي‌دهد. طبيعي است که به علت اين خاصيت جذاب نمي‌توان انتظار داشت که دولت در يک زمان به هر دو اين سياست‌ها تن دردهد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;علاوه بر بحث کنترل تورم، کسب بيش‌ترين درآمد &quot;ريالي&quot; از محل فروش منابع ارزي و به منظور انجام تعهدات مالي دولت (مثل پراخت حقوق کارکنان دولت) نيز يکي از اهداف دولت است. اگر نرخ رسمي ارز خيلي پايين تعيين شود تمام موجودي ارزي به سرعت فروش مي‌رود (فروش زياد) ولي در عوض از هر واحد ارز درآمد ريالي کم‌تري عايد دولت مي‌شود. اگر قيمت ارز بالا تعيين شود، از تقاضا براي ارز کاسته شده ولي در عوض دولت ريال بيش‌تري به ازاي هر دلار به دست مي‌آورد. قيمتي از ارز که درآمد ريالي دولت را ماکزيمم مي‌کند تابعي از حاصل‌ضرب اين دو عامل است و شواهد حاکي است که نرخ‌هاي فعلي اين درآمد را براي دولت در حد خوبي بالا نگه مي‌دارد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;طرح آزادسازي يارانه‌ها با در اختيار گذاشتن بخشي از منابع ريالي ناشي از يارانه‌ها، مي‌تواند انگيزه دولت از کسب درآمد ريالي از منابع ارزي را تحت الشعاع قرار دهد.&amp;nbsp;اگر فرض کنيم که فقط 50? در درآمد مازاد ناشي از آزادسازي بين اقشاري از جامعه تقسيم شود در آن صورت50? بقيه مي‌تواند به خزانه دولت بازگشته و صرف مصارف ريالي ديگري (از جمله مثلن همان حقوق و دست‌مزد کارکنان دولت) شود. در اين صورت دولت انگيزه کم‌تري براي کسب درآمد ريالي از ارز دارد و لذا مي‌تواند اهميت بيش‌تري به دو هدف (متضاد) کنترل تورم و بي‌کاري بدهد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;در مساله اصلاح نرخ ارز، سياست‌گذار بايد بين دو هدف (متضاد) از سه هدف فوق تصميم‌گيري کند. يا نرخ ارز را به قيمت فعلي حفظ کرده و لذا به مصرف‌کننده اجازه مصرف از صنايع خارجي را بدهد. هزينه اين سياست افزايش شديد بي‌کاري و رکود در اقتصاد به علت ورشکستگي صنايع داخلي است. در مقابل مي‌توان سياست حفظ قدرت رقابت صنايع داخلي را در پيش گرفته و با افزايش هزينه سبد مصرف، از بي‌کاري جلوگيري کند. نکته‌اي که انتخاب اول دارد اين است که روشن نيست که با وجود جهش شديد تقاضا براي ارز، آيا دولت حتي قادر به پشتيباني از نرخ ارز فعلي خواهد بود يا نه. کاهش درآمدهاي ارزي ناشي از افت قيمت نفت و چسبندگي واردات هم‌اکنون نيز فشار جدي به ذخاير ارزي وارد مي‌کند و لذا جهش تقاضا براي ارز ممکن است باعث ايجاد شوکي در بازار ارز شود. به اين ترتيب حتي اگر دولت هم نخواهد، فشار تقاضا مي‌تواند منجر به خالي شدن ذخاير ارزي و افزايش اجباري قيمت ارز شد. چه به‌تر که اين افزايش به صورت برنامه‌ريزي شده و تدريجي و پيش از وقوع شوک در بازار صورت گيرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: ltr; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;جمع‌بندي:&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;اقتصاد يک سيستم به هم پيوسته است. اگر قيمت در يک بخش اصلاح شود ولي در بخش ديگر در وضعيت غير تعادلي نگه‌ داشته شود بخش مهمي از جا به جايي‌هايي که در اثر آزادسازي قيمت به وجود مي‌آيد مستقيمن به بخش غيرتعادلي منتقل شده و ناکارايي‌هايي‌هاي جديدي را ايجاد مي‌کند. ثابت بودن تقريبي نرخ ارز در طول سال‌هاي اخير، به موازات تورم هاي دورقمي داخلي موجب کاهش نرخ ارز حقيقي شده و به بيان ديگر باعث ارزان‌تر شدن نسبي محصولات خارجي شده است. کاهش ارزش دلار و عدم واکنش به افزايش ذخاير ارزي کشور در سال‌هاي اخير تا حدي اين ارزان شدن را جبران کرده و نرخ سبد ارزي کشور را به مقدار بهينه نزديک کرده است با اين همه اين نرخ هم‌چنان زير نرخي است که مانع از ترجيح جدي محصولات خارجي شود. در نتيجه واردات رشد فزاينده داشته است. اين امر موجب بروز يک عدم تعادل در تراز پرداخت‌هاي خارجي شده و لذا شکاف بين صادرات غيرنفتي و واردات بيش‌تر و بيش‌تر شده است.&amp;nbsp;اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها بدون اصلاح نرخ ارز جهت جبران تورم داخلي، باعث افزايش شديد اين شکاف خواهد شد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;تشکل‌هاي صنعتي بايد خطر ورشکستگي ناشي از تورم هم‌راه با ثابت ماندن نرخ ارز را جدي گرفته و آن‌را تبديل به يکي از کليدي‌ترين موضوعات و مباحث عمومي و مذاکرات چند ماهه آينده خود نمايند. به نظر مي‌رسد سياست بهينه آن باشد که&amp;nbsp;در صورت اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها، نرخ ارز نيز متناسب با نرخ تورم افزوده شود تا قابليت رقابت صنايع داخلي بيش از اين تصعيف نشود. يک راه‌کار عملي مي‌تواند اين باشد که مجلس بندي را به لايحه اضافه کرده و تاکيد کند که به موازات واقعي‌ سازي قيمت ساير کالاها، نرخ ارز نيز بايد به صورت ماهيانه يا سه ماهه متناسب با نرخ محقق شده تورم ، تنظيم و تعديل شود&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot; align=right&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;&amp;nbsp;&lt;SPAN dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;حامد قدوسي، محمد مروتي &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot; align=right&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif??&gt;&lt;SPAN dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: &quot; Tahoma?,?sans-serif?;?&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/&quot;&gt;http://www.rastak.com&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/49/%d9%86%d8%b1%d8%ae+%d8%a7%d8%b1%d8%b2+%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d8%aa%d8%8c+%d9%be%d8%a7%d8%b4%d9%86%d9%87+%d8%a2%d8%b4%d9%8a%d9%84+%d8%b7%d8%b1%d8%ad+%d9%87%d8%af%d9%81%d9%85%d9%86%d8%af+%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%8a+%d9%8a%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%87%d8%a7/" title="نرخ ارز ثابت، پاشنه آشيل طرح هدفمند سازي يارانهها" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/48/%d9%81%d8%b1%d8%a2%d9%8a%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%8a+%d9%88+%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%d9%8a%da%a9/</id>
<updated>Sat, 30 Jan 2010 10:02:00 GMT</updated>
<title type="text">فرآيندهاي بازاري و مديريت استراتژيک</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl&gt;نويسنده:&amp;nbsp;&amp;nbsp;ريچارد لانگلويس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;اقتصاددانان و پژوهشگران ِمديريت ِاستراتژيک براي مدتهاي مديد روابط دشوار و مبهمي با يکديگر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داشته اند. به دلاليل موجهي آنها همواره کارکرد بنگاهها و بازار را به يک شکل نمي ديدند. با اين همه، بدليل شباهت بنيادي ميان موضوعات کاري شان، همچنان با يکديگر مرتبط باقي مانده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اقتصاددانان و پژوهشگران ِمديريت ِاستراتژيک براي مدتهاي مديد روابط دشوار و مبهمي با يکديگر داشته اند. به دلاليل موجهي آنها همواره کارکرد بنگاهها و بازار را به يک شکل نمي ديدند. با اين همه، بدليل شباهت بنيادي ميان موضوعات کاري شان، همچنان با يکديگر مرتبط باقي مانده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تفاوت در رويکرد نظري يکي از دلايل اصلي اختلاف آنها هست. اقتصاددانان در پس يک تصوير بزرگ قرار دارند: آنها به دنبال فهم اين هستند که بازارها چگونه کار مي کنند. بنابراين براي اقتصاددانان فهم {کارکرد} ِبنگاه، يک هدف نيست، بلکه تنها وسيله اي است براي يک هدف بزرگتر؛ اقتصاددانان معمولاً نگران جزئيات واقع گرايانه اي نيستند که با تيغ اوکام دور ريخته مي شود. در سوي مقابل، استراتژي، بي هيچ پرده پوشي، هنجاري است و هدفش راهنمايي (يا دستکم آموزش) مديران براي هرچه موفق تر ساختن سازمانهايشان است که اين خود عموما به معني هرچه سودآورتر ساختن اين سازمانها است. علاوه بر اين، اگرچه ساده سازي بايد در نظريه هاي مديريتي لحاظ شود، ولي اين نظريه ها صرفا بواسطه تقاضاي دروني عوامل علمي بوجود نيامده اند، بلکه نياز مديران نيز از عوامل شکل گيري اين نظريه ها بوده است. {لذا}، تئوري بايد &quot;کار کند&quot; و به ميزاني براي دست اندرکاران کارايي داشته باشد، دست اندرکاراني که در شرايط پيچيده و درهم و برهم ِدنياي واقعي &amp;nbsp;به دنبال تجملاتي از قبيل ثابت فرض کردن ساير عوامل نيستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از سوي ديگر، اين بدين معني است که استراتژيست ها، بازار_&quot;شرايط&quot;_ را کمتر از اقتصادانان، مرتب و تر و تمييز مي بينند. براي آنها بازار واجد نااطميناني، پويايي و تغييرات کيفي بسيار بيشتري است. {براي آنها}، معرفت يک مساله است و شکلي پيچيده تر از &quot;اطلاعات ناکامل&quot; مفروض در اقتصاد به خود مي گيرد. خلاصه آنکه پژوهشگران مديريت استراتژيک بيش از اقتصاددانان آمادگي دارند تا بازار را به مثابه يک فرايند پويا در نظر بگيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&amp;lt;**ادامه مقاله...**&amp;gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همزمان، بناي روشنفکرانه اقتصاد، کششي بسيار قوي بر تحقيقات استراتژي اعمال کرده است. همانند بسياري از رشته هاي دانشگاهي ديگر، رشته هاي مديريتي نيز _ گاه به طور خودخواسته_ از سلطه حوزه هايي که داراي نتايج روشن و فرضيات قطعي و ثابت هستند و دستورالعمل هاي اثبات گرايانه شان در مورد بهينه سازي/ تعادل، جزميت رساله هاي ديني را به ذهن متبادر مي کنند، ضربه خورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جذابيت اقتصاد تا حدودي ريشه در يکتايي و استانداردسازي هاي آن دارد. پيام کوهن اين است که رشته هاي علمي به دنبال &quot;تاثيرات شبکه اي&quot; قابل ملاحظه اند، همانطورکه استانداردسازي ِيک جهان بيني واحد، هزينه هاي ارتباطي را کاهش مي دهد و تقسيم کار را به شکل مؤثرتري تنظيم مي کند. اقتصاد بيشتر به مايکروسافت علوم اجتماعي شبيه است تا به ملکه آن. در مقايسه با اقتصاد، تحقيقات استراتژي کثرت گرا هستند، و حتي شايد بيش از حد، کثرت گرا.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اين حال، با نگاهي دقيق تر، اقتصاد نيز چندان يک دست و وحدت گرا نيست. پس از جنگ جهاني دوم، با گسترش دامنه &quot;بازار&quot; در آموزه هاي اقتصادي، تعدادي از ديدگاه هاي بديل متفاوت، با يکديگر ادغام شدند_ ديدگاه هايي که در برخي جنبه هاي مهم از اقتصاد ِجريان ِغالب تبعيت نمي کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يکي از اين ديدگاه هاي مهم و جديد از کاوز ريشه گرفت؛ نظريه کاوز در مورد ماهيت بنگاه، واکنشي بود به مفهوم اخته شده بنگاه در اقتصاد سنتي.{کاوز در سخنراني اش هنگام گرفتن جايزه نوبل، اين مفهوم اخير را بعنوان نمونه اي از نظريه اي که صرفا در ذهن اقتصاددانان وجود دارد، نه در جهان واقع، به سخره مي گيرد.} کاوز بر توصيف فربه تري از بنگاه تاکيد مي کند، توصيفي که اطلاعاتي در مورد جزئيات ساختار نهادي بنگاه بدست بدهد. پيروان کاوز جريان فکري اي را بوجود آوردند که غالبا &quot;اقتصاد نهادگرايي جديد&quot; ناميده مي شود. (لانگلويس 1986) بسياري از اين انديشمندان، به ويژه ويليامسون(ويليامسون 1985)، تاثير چشمگيري در حوزه استراتژي داشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دو رويکرد قابل توجه ديگر، اقتصاد تطوري(نلسون و وينتر) و اقتصاد اتريشي اند. اين دو رويکرد بيش از اقتصاد ارتدوکس، با ديدگاه مديريت استراتژيک سازگاري دارند. چنانکه بسياري از صاحب نظران اشاره کرده اند، آراي اقتصاد تطوري و اقتصاد اتريشي پيوندهاي مهمي ميان اقتصاد و استراتژي برقرار مي سازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از دل نظريه هاي اقتصاد اتريشي و تطوري، درون مايه هاي کلي اي سربرمي آورد که اين ديدگاه هاي بديل را از اقتصاد جريان غالب جدا مي سازد. واضح ترين آنها، درون مايه تغيير و پويايي است. متفکرين اين سنتها تاکيد دارند که فضاي رقابتي هيچ گاه در تعادل نيست. بنگاه همواره در معرض آن چيزي است که شومپيتر آن را &quot;طوفان دائمي ويراني خلاقانه&quot; مي نامد. شومپيتر مسلما چهره شاخص هر دو اين مکاتب است، هرچند سوابق انکارناپذير ويني او آن چيزي نيست که بسياري از پيروان هايک و ميزز از واژه &quot;اتريشي&quot; در نظر داشتند. &amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در يک اثر مرتبط با نظريه مديريت، داوني، شومپيتر و ديگر انديشمندان اتريشي را بعنوان کساني معرفي مي کند که الهام بخش او در طرح مفهوم &quot;بيش رقابت&quot; &lt;A name=_ednref1&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn1&quot;&gt;[1]&lt;/A&gt;بودند و در اين زمينه ارجاعات فراواني به آنها يافت مي شود. داوني مي گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot;بيش رقابت از پويايي شگردهاي &lt;A name=_ednref2&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn2&quot;&gt;[2]&lt;/A&gt;استراتژيکي نتيجه مي شود که نوآوران جهاني در جريان رقابت به کار مي بندند. اين امر، شرط گسترش سريع رقابت بر اساس جايدهي&lt;A name=_ednref3&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn3&quot;&gt;[3]&lt;/A&gt; مبتني بر قيمت- کيفيت در بازار است، رقابت براي ايجاد معرفت - به - چگونگي جديد و بهره بردن از منافع بازيگر اول&lt;A name=_ednref4&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn4&quot;&gt;[4]&lt;/A&gt;، رقابت براي حمايت از/ تهاجم به محصولات تثبيت شده يا بازارهاي جغرافيايي، رقابت بر اساس ثروت و حتي ايجاد پيوندهايي با سرمايه بيشتر. در بيش - رقابت، تعدد، جسارت و ستيزه جويي ناشي از فعاليت هاي پوياي بازيگران، به خلق شرايطي مملو از تغيير و عدم تعادل هميشگي شتاب مي بخشد. پايداري بازار توسط دوره عمر کوتاه مدت محصولات، دوره عمر طراحي کوتاه مدت آنها، تکنولوژي هاي جديد، ورود مکرر رقباي جديد، جايدهي مجدد متصديان و بازتعريف عميق مرزهاي بازار به هنگام ادغام صنايع جديد تهديد مي شود. به عبارت ديگر، محيط بازار به سمت سطوح بالاتر و بالاتري از نااطميناني، پويايي، ناهمگوني بازيگران و خصومت پيش مي رود.&quot;(داوني،1994،صفحه xii-xiv).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شوميتر به وضوح با چنين توصيفي از رقابت موافق است، اگرچه ديدگاه داوني مبني بر اينکه چنين توصيفي، پيشرفتي جديد در اقتصاد است، را نپذيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درون مايه هاي شايد ظريف تري نيز وجود دارند که نظريه هاي اقتصاد تطوري و اتريشي را از جريان غالب، متمايز مي سازند. يکي از اين درون مايه ها، به ماهيت معرفت اقتصادي مربوط مي شود. مدتها پيش هايک به ما آموخت که معرفت هاي اقتصادي آشکار و به سادگي در دسترس نيستند، بلکه اين معرفتها توزيع شده و ضمني اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باور به ضمني بودن و تقسيم شدگي معرفت، تطورگرايان و اتريشي ها(= طرفداران هايک) را بر آن داشت تا توجه خود را صَرف قواعدي کنند که عوامل اقتصادي را محدود مي کند و به عادات و رسومي بپردازند که اين عوامل از آن پيروي مي کنند. در اينجا هم پوشاني قابل توجهي با رويکرد &quot;منبع محور&quot; به استراتژي وجود دارد، بويژه نظريه توانايي هاي پويا. در اين نظريه ها، مزيت رقابتي در وهله اول، نه به دليل جايدهي هاي استراتژيک، که بدليل ايجاد قابليت هاي متمايز است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درونمايه سوم از منشائي مشابه (ويژگي تقسيم شدگي و ضمني بودن معرفت) ناشي مي شود: اگر برخي از جنبه هاي کنش انساني نه از اراده آگاهانه، بلکه از قواعد و عادات ناشي مي شود، پس زندگي بايد مملو از رفتارهاي تکرار شونده و ساختارمندي باشد که نهاد ناميده مي شوند. بنابراين چه نظريه هاي اقتصادي و چه نظريه هاي مديريتي نه تنها بايد توجه کنند که چگونه نهادها بر رفتار افراد تاثير مي گذارند و آن را محدود مي کنند، بلکه بايد بدنبال توضيحي براي ماهيت و منشاء اين نهادها باشند. در اينجاست که ما با اقتصاد نهادگراي جديد، که پيشتر به آن اشاره شد، سروکار پيدا مي کنيم. اما برخلاف شاخه ويليامسون که &quot;مبادله&quot; را واحد تحليل قرار مي دهد، رويکرد تطوري و هايکي به نهادها از قواعد، عادات و الگوهاي رفتاري تکرار شونده، آغاز مي شود و لذا مطالعه سازمانها (مانند بنگاه ها) را در واحدهاي بزرگتر تحليل نهادي، شامل نظريه هنجارها و قراردادها و جامعه شناسي &quot;پديدارشناسانه&quot; اسکاتز ادغام مي کند. مورد آخر با مکتب اتريشي مرتبط است و بر آن تاثير گذاشته است، بويژه بر کارهاي لاچمن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنگامي که توجه به نهادها با مشخصه ضمني بودن و تقسيم شدگي معرفت تلاقي مي کند، حاصل کار، اهميت يافتن نهادهاي گوناگوني است که با اقتصاد و مديريت مرتبط اند_ همان چيزي که لانگلويس و روبرتسون آن را نهادهاي کسب و کار مي نامند. کاوز در فرمول بندي ابتدايي خود در مورد ماهيت بنگاه ها، نهادها را به دو دسته تقسيم مي کند: بنگاه ها و بازار. آن چه در بنگاه وجود ندارد در بازار موجود است و برعکس. اما، با نگاهي دقيق تر، مي توان دريافت که در ارتباط با توليد و تجارت، ترتيبات کاملا متفاوت ديگري نيز وجود دارند مانند: ادغام&lt;A name=_ednref5&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn5&quot;&gt;[5]&lt;/A&gt;، قراردادهاي بلندمدت، قرارداد سوآپ سهام&lt;A name=_ednref6&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn6&quot;&gt;[6]&lt;/A&gt;، شبکه هاي حرفه اي&lt;A name=_ednref7&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn7&quot;&gt;[7]&lt;/A&gt; و ديگر شبکه ها و غيره. تا همين اواخر، اقتصاددانان انگشت شماري به اين تنوع نهادي توجه کرده اند يا حتي کوشيده اند آن را تحليل کنند. نخستين استثناء آن، ريچاردسون است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آثار مرتبط با اين موضوع خاص، همگي از اين درون مايه ها {ي مورد اشاره اقتصادهاي تطوري و اتريشي} استفاده مي کنند. اگرچه اين مقالات، طيف وسيعي از نقطه نظرات و موضوعات گوناگون را در بر مي گيرند، اما کاملا با يکديگر مرتبط اند. همه اين مقالات به مدد درون مايه هاي مشترکي نظير تغيير و نوآوري، معرفت ضمني و تقسيم شده و تعدد نهادهاي کسب و کار با يکديگر پيوند يافته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نخستين اثر به ادلسون تعلق دارد و همه اين درون مايه ها را در بر مي گيرد. چنانچه شايسته يک تلاش پيشروانه است، ادلسون کار خود را با اصول نخستين آغاز مي کند. او به ماقبل اصول نخستين استاندارد اقتصاد و مديريت بازمي گردد و تمامي جهان مدرن را به پرسش مي گيرد. براي مثال، او استدلال مي کند که تعادل محصول تفکر مدرن است، و ما مي توانيم همان گونه از بنگاه نئوکلاسيکي سخن بگوييم که &lt;EM&gt;وِبلِن&lt;/EM&gt; از مصرف کننده مدرن سخن گفته است: عاملي خنثي تحت سيطره نيروهاي خارجي. اما براي ادلسون، نهادهاي کسب و کار مانند بنگاه ها و بازار به صورت اجتماعي ساخته شده اند و لذا فهم آنها يک فرايند تفسيري است. از آنجا که تفسير به فرد و زمينه بستگي دارد، رويکرد پست مدرنيستي که ادلسون از آن جانبداري مي کند، مستقيماً با گوناگوني اطلاعات، گوناگوني ديدگاهها و گوناگوني نهادهاي موجود در اقتصاد، همخواني مي يابد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دومين اثر در اين زمينه که به روبرتسون و يوو تعلق دارد، براي روشن ساختن زمينه در حال توسعه پژوهش هاي استراتژيک، يعني طرف تقاضا، منابع مشابهي را به کار مي برد. مشخصه محلي و موقعيتي اطلاعات بر اين مساله دلالت دارد که تقاضا به مانند آن چه در منحني تقاضاي نئوکلاسيک آمده است، داده شده و برون زا نيست؛ بلکه از بنگاه هاي کارآفرين تاثير مي پذيرد. چنانکه در نظريه اتريشي کارآفريني مطرح شده است ، توليدکننده ها، با خريداران بالقوه اي طرف اند که صرفا داراي اطلاعات ناقص نيستند، بلکه اساسا از امکانات مصرف غافل اند و توليد کننده ها بايد منابعي را براي آگاه سازي و مجاب کردن آنها اختصاص دهند. به خصوص در شرايط جديد، اين بدان معنا است که افزايش معرفت و توزيع گسترده تر اطلاعات مي تواند تاثيرات پويايي بر هر دو طرف عرضه و تقاضا داشته باشد. روبرتسون و يوو با توسل به نظريه لانکستر در مورد مشخصه هاي محصول، اين ايده را تقويت مي کنند و جنبه عميق تري به آن مي بخشند تا فرايند بازار را بر اساس تقاضا تحليل کنند. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اثر سوم که به سابا ناراسيمها تعلق دارد نيز به نظريه لانکستر ارجاع مي دهد و همچنان به ارتباط ميان عرضه و تقاضا در يک محيط به سرعت در حال تغيير مي پردازد. او استدلال مي کند که آشفتگي در هر دو طرف تقاضا (آنچه او زيرمحيط خريدار مي نامد) و عرضه (آنچه او زير- محيط تکنولوژي مي نامد) را تنها بايد به مدد ناهمگوني پوياي عناصر تشکيل دهنده اين محيط ها فهم کرد. ناهمگوني در محيط، ناشي از ناهمگوني قابليت هاي بنگاه ها در ارتباط با آن محيط است. آشبي از پيشگامان سايبرنتيک، اين ايده را اصل &quot;گوناگوني ضروري&quot; مي نامد. توانايي يک سازمان در ايجاد يا دست کم تقريب گوناگوني ضروري، همان چيزي است که سابا ناراسيمها، آن را قلبليت پويا مي نامد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين دغدغه اخير، کار او را به دو اثر ديگر پيوند مي زند. هرسه اين آثار، بر تنش رفع نشدني ميان اقتصاد اتريشي و نظريه بنگاه ها، مي پردازند: اگر بازارها در استفاده از اطلاعات ضمني و پراکنده، آن قدر خوب عمل مي کنند، پس فوايد بنگاه از کجا ناشي مي شود؟ چرا در داخل بنگاه ها برخي فعاليتها در پيوند با يکديگرند و چه هنگام از نظر اقتصادي و استراتژيکي اين پيوستگي مطلوب است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فوس و کريستنسن پس از مطالعه آثار مديريتي در مورد &quot;پيوستگي شرکتي&quot;&lt;A name=_ednref8&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn8&quot;&gt;[8]&lt;/A&gt; و نظريه هاي متعدد در مورد فرايند بازار، به نفع درکي پويا از پيوستگي استدلال کردند. در يک جهان پويا، بايد ميان جستجو براي ايده هاي نو و بهره بري از ايده هاي پيشتر کشف شده، دست به انتخاب زد. چنانچه اتريشي ها و آثار تطوري مرتبط، به مراتب تاکيد کرده اند، جستجو براي کشف، وظيفه اي است که ساختارهاي غيرمتمرکز مانند بازارها در آن بهتر عمل مي کنند. اما آثار اتريشي، به خصوص در زمينه نظريه سرمايه، بر ويژگي تکميل کنندگي و اشتراکي دارايي ها، تاکيد مي کنند. &amp;nbsp;فوس و کريستنسن استدلال مي کنند که پيوستگي شرکتي_ که ما بايد آن را بر مبناي مرتبط بودن آنچه يک بنگاه مي داند، فهم کنيم_ جنبه اي از تمام فرايندهاي يادگيري جمعي است. بنگاهها هنگامي موفق اند که بدانند چه موقع براي استفاده از آنچه مي دانند، به يکديگر بپيوندند و چه هنگام براي آموختن آنچه نمي دانند، متوسل به آميزش ژنتيکي&lt;A name=_ednref9&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rastak.com/#_edn9&quot;&gt;[9]&lt;/A&gt; شوند. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اليج از زاويه اي کاملا متفاوت به همين موضوع اشاره مي کند اما به نتيجه اي تقريبا مشابه با فوس و کريستنسن مي رسد. نقطه آغاز اليج، اين مشاهده است که تعداد رو به افزايشي از بنگاه ها بازارهاي داخلي و همراه با آن قيمت و رقابت را جايگزين مکانيزم هاي بروکراتيک و سنتي تخصيص منابع مي کنند. اما اگر بازارها مي توانند به خوبي منابع را ميان بنگاهها تخصيص دهند، اساسا چه نيازي به وجود خود بنگاهها باقي مي ماند؟ چرا منابع توسط بازارهاي &quot;خارجي&quot; تخصيص داده نمي شوند؟ اليج براي رفع اين مشکل ظاهري، پيشنهاد مي کند که اين ديدگاه نخ نما که بنگاه را به مثابه يک ساختار کنترلي معرفي مي کند، را رها کنيم و آن را با ديدگاهي جايگزين کنيم که بنگاه را به مثابه يک کلوب عضويتي فهم مي کند. همان طور که نظريه کلوب ها بيان مي کند، افراد براي به اشتراک گذاشتن کالاهاي عمومي، عضو کلوب مي شوند. اين کالاي عمومي که بنگاه براي افراد تضمين مي کند، مي تواند شامل سابقه وشهرت در بازار سرمايه، پژوهش و توسعه، و حتي شايد امکان حمايت از اعضاء در برابر فعاليت هاي نامطلوب دولت باشد. اما از همه مهم تر، اليج، معرفت به اشتراک گذاشته شده در ميان اعضاء را مهم ترين کالاي عمومي مي داند که بنگاه حول آن شکل مي يابد. اين کالاهاي معرفتي، مي تواند شامل توانايي هاي مجزاي بنگاه و حتي &quot;فرهنگ&quot; آن باشد، فرهنگي که اليج آن را به مدد مجموعه اي از &quot;مدل هاي ذهني&quot; فهم مي کند که وقتي توسط اعضاء به اشتراک گذاشته مي شوند، آنها را قادر مي سازد تا رفتارها و کنش هاي خود را به شکل مؤثرتري با يکديگر تنظيم کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دو اثر ديگر، يکي به روبرتز و ديگري به جاکوبسون و هانسِن تعلق دارد. اين دو اثر نيز درون مايه &quot;قابليت هاي متمايز&quot; را پِي مي گيرند، اما از بررسي سازوکار دروني بنگاه به مطالعه اين که چگونه بنگاه ها در بازار با يکديگر رقابت مي کنند، چرخش مي کنند. مسلماً اين مفهوم که بنگاه ها تلاش مي کنند توانايي هاي متمايز ايجاد کنند و از مزيت بازاري ناشي از آنها سود ببرند، مشخصه رويکرد منبع محور است که پيش تر به آن اشاره شد. اين {مفهوم} همچنين ريشه ديدگاه شومپيتر در مورد فرايند رقابت است. بنگاه هايي که واجد قابليت هاي متمايز و مفيدي هستند، تا هنگامي که ديگر بنگاه ها نتوانند از آنها تقليد کنند، در عرصه رقابت مي توانند موفق تر عمل کنند؛ يعني مي توانند از سودي بيشتر از حد معمول بهره مند شوند. در نظريه سازمان هاي صنعتي مورد اشاره اقتصاد نئوکلاسيک، سود بيش از حد معمول صرفا مي تواند ناشي از محدوديت و ايجاد مانع در ورود ديگر بنگاهها به عرصه رقابت باشد. (بهمين دليل است که پورتر چنين موانعي را موکدا پيشنهاد مي کند.) اين دو مکانيزم نظري، ديدگاه هاي کاملا متفاوتي را در مورد مؤثر بودن رقابت و جايگاه سود در اقتصاد، ارائه مي کنند. روبرتز، جاکوبسون و هانسِن با تفسير و ارجاع به آثاري در مورد تداوم سود در اقتصاد، مسائل پيچيده اي را روشن مي سازند. روبرتز اشاره مي کند که تاکنون، در آثار اقتصادي صرفا بر تداوم سود در سطح بنگاه ها تاکيد کرده اند. او در حالي که سعي مي کند همزمان موضع شومپيتر و ديدگاه منبع محور را حفظ کند، معتقد است که در واقع، سطح مناسب براي تحليل، سطح محصول است. از آنجا که مطابق با آنچه پيش تر ملاحظه کرديم، بنگاه ها دربردارنده مجموعه اي از فعاليت هاي به هم پيوسته اند، لذا آنها به دنبال توليد يک محصول خاص نيستند، بلکه به دنبال توليد مجموعه اي از محصولات اند. همان طور که نظريه منبع محور نيز تاکيد مي کند، تا آنجا که محصولات يک بنگاه با يکديگر مرتبط باشند، اجاره بهاي ناشي از يک نوآوري، کندتر از اجاره ناشي از يک نوآوري موفق در محصولي منفرد کاهش مي يابد. بنابراين بنگاه ها ممکن است سود نسبتا دائمي کسب کنند، نه به اين خاطر که مانع از ورود يا تقليد ديگر بنگاه ها مي شوند، بلکه به اين خاطر که چنان که شومپيتر مي گويد، &quot;آنها کارآفريناني هستند که بر اساس ماهيت و برنامه شان، مستمرا کارهاي جديدي انجام مي دهند و در حقيقت چيزي نيستند مگر شکل هايي براي کارآفريني هاي دائما جديد.&quot;(شومپيتر، 1934، صفحه 208)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دو اثر آخر اين مجموعه يکي به فيگنبوم و ال و ديگري به پارايره و هِري تعلق دارد. اين دو اثر همچنان بر رقابت ِبين ِبنگاهي تمرکز دارند و اين ايده را با درون مايه تطور و بيش رقابت، پيوند مي زنند. فيگنبوم و &lt;EM&gt;ال&lt;/EM&gt; از مفهوم گروه هاي استراتژيکي آغاز مي کند_ ايده اي که سرآغاز آن به پورتر بازمي گردد_ و سپس مدل مارکو را براي تحليل ديناميک مانور و شگردهاي بکار رفته در ميان گروه، چه در کوتاه مدت و چه در بلندمدت مورد استفاده قرار مي دهد. آنها به کمک داده هايي از صنعت بيمه، شواهدي را يافتند که بر حرکتي چشم گير در ميان گروه دلالت مي کرد_ کشفي که بيشتر مطابق با بيش رقابت بود تا فرمول بندي اصلي پورتر که در آن موانع سد راه انتقال گريزناپذير به نظر مي آيند. در مقاله آخر، پارايره و هري، تکنيک مدل سازي مرتبطي را به کار بردند؛ يعني نظريه بازي هاي تطوري. همان طور که مطالعات زيست شناختي در مورد استراتژي هاي بکار رفته براي بقاء ارگانيسم ها نشان داده است، نظريه بازي هاي تطوري مبتني بر مفهوم استراتژي هاي تطوراً پايدار است. به طور ساده، اين استراتژي، استراتژي اي است که اگر توسط گروه عمده اي از جمعيت به کار گرفته شود، از تهاجم ديگر استراتژي هاي &quot;جهش يافته&quot; مصون باقي خواهد ماند. پارايره و هري استراتژي هاي به کار رفته براي بقاء بنگاه ها را با تمرکز خاص بر فرااستراتژي هايي در مورد چگونگي ورود به بازارهاي جديد، مورد بررسي قرار داده اند. آنها نشان داده اند که چگونه چنين فرااستراتژي اي _استراتژي گزينه هاي سايه_ تطورا ثابت است. به اين طريق، پارايره و هري نشان مي دهند که ديناميک بازي هاي تطوري تا حد بسيار زيادي، يک ديناميک بيش رقابتي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مجموعه اين آثار، شواهد محکمي را شکل مي دهند که پيوندي نوين ميان اقتصاد و استراتژي را نويد مي دهد_ پيوندي که بر اساس آن همان قدر که اقتصاد بايد استراتژي را هدايت کند، استراتژي نيز بايد به اقتصاد جهت دهد.&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;ريچارد لانگلويس - مترجم: حمزه عرب?زاده جمالي - مينا براتوندريچارد لانگلويس - مترجم: حمزه عرب?زاده جمالي - مينا براتوند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;Managerial and Decision Economics, Vol. 22, No. 4/5, Strategy and the Market Process (Jun. - Aug., 2001), pp. 163-168&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/48/%d9%81%d8%b1%d8%a2%d9%8a%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%8a+%d9%88+%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%d9%8a%da%a9/" title="فرآيندهاي بازاري و مديريت استراتژيک" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:moddir.ParsiBlog.com/Posts/47/%d9%83%d8%b3%d8%b1+%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%ac%d9%87/</id>
<updated>Sat, 30 Jan 2010 09:52:00 GMT</updated>
<title type="text">كسر بودجه</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;وقتي دولت کشوري مانند کشور ما ايران با کسر بودجه مواجه است چند راه حل در پيش رو دارد. انتشار پول، که در چند دهه اخير با بي مسئوليتي کامل انجام گرفته است، راه اول است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پرانتز اول: همانطور که مي دانيم اگر درصد افزايش نقدينگي به مراتب بيش از درصد افزايش توليد داخلي باشد اين افزايش نقدينگي به تورم منجر مي گردد. تورم ايران هم از همين جنس است. تورمي که تنها و تنها ريشه پولي دارد. راه حل آن هم استفاده از ابزارهاي پولي به وسيله بانک مرکزي است. ابزارهاي پوليي که بعضي از آنها بايد ايجاد شوند و بوسيله بانک مرکزي که با اين بانک مرکزي تفاوت کلي دارد در جهت مهار تورم استفاده شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;راه حل دوم قرض ريال از مردم در داخل است. انتشار اوراق مشارکت بوسيله دولت (يا انتشار اوراق قرضه) وسيله اي براي قرض ريال است. به دليل تورم بالا در ايران، دولت عملا توانايي قرض بلند مدت را ندارد. اوراق مشارکت در ايران تا آنجا که من ميدانم معمولا سه ساله اند. انتشار اوراق قرضه بلند مدت مثلا سي ساله عملا در ايران غير ممکن است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راه حل سومي که در ايران متاسفانه تا چندين سال پيش عملا جزئي از بودجه کشور هم بود تکليف کردن بانکها به مخارجي بود که دولت آنها را تکليف مي کرد. مثلا يک بانک موظف بود که بزرگراه قزوين-زنجان را بسازد يا صندوق بازنشستگي بزرگراه قم-کاشان را بسازد و پروژه هايي از اين دست. اين روش تهيه پول براي مخارجي که بايستي به وسيله دولت تامين مالي گردند يکي از بدترين انواع دست اندازي ها به اموال مردم و به نوعي خيانت بانکها به امانت مردم است. متاسفانه هنوز هم دولت دست از سر بانکها بر نداشته است و خود بانکها هم امانتداران خوبي براي پول مردم نبوده اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر هم زمان با کسر بودجه، دولت با کسر ارز خارجي هم مواجه باشد، در آن صورت دولت دست به استقراض خارجي مي زند. نحوه استقراض هم به اين ترتيب است که معمولا به سراغ بانک خارجي معتبري مي روند و تقاضاي وام مي کنند. چون پس گرفتن پول از کشوري مانند کشور ما همراه با ريسک در نظر گرفته مي شود، نرخ سود بانکي پرداختي معمولا بالا و حتي دو رقمي است. به دليل درآمد بالاي نفت فعلا دولت نيازي به استقراض خارجي ندارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دولت امريکا هم کسري بودجه عظيمي دارد. کسري بودجه امسال اين دولت (بدون احتساب بودجه نجات موسسات مالي)حدود 500 ميليارد دلار است که رکوردي تاريخي است و تخمين زده مي شود که اين کسري در سال آينده به بيش از 700 ميليارد دلار برسد. براي جبران اين کسري بودجه، دولت امريکا، دلار قرض مي گيرد. طريقه قرض پول هم انتشار اوراق قرضه است. عمده ترين خريداران باند دولتي هم موسسات زير نظر خود دولت امريکا هستند که يکي از اين خريداران فدرال رزرو يا همان بانک مرکزي امريکاست که به هر ميزان که خود تصميم بگيرد و منطبق با سياستهاي پولي فدرال رزرو باشد باند دولتي مي خرد. در مقابل خريد اين اوراق قرضه، فدرال رزرو پول چاپ شده خود را در اختيار دولت قرار مي دهد. کشورها و موسسات و افراد خارجي هم طلبکار بيش از 25 درصد اين بدهي ها که بالغ بر 2500 ميليارد دلار است مي باشند. ژاپن و چين، هر کدام با بيش از 600 ميليارد دلار، بزرگترين دارندگان خارجي اوراق قرضه دولت امريکا هستند. در حقيقت قسمت عمده اي از ذخائر ارزي جهان همان بدهي هاي امريکا به کشورهاي خارجي است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با اين اطلاعات اجازه بدهيد به سوال بالا برگرديم: با توجه به اينکه حجم بدهي هاي امريکا در حدود 10 هزار ميليارد دلار است، آيا ممکن است امريکا که بحران هم از آنجا شروع شده است ورشکست شود؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب اين است که خير و به دو دليل:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اولا، در هنگام بحراني چنين بزرگ در سيستم مالي جهاني، تنها روش امن براي محفوظ نگه داشتن پول بسيار خريد باند دولتي از يک دولت بزرگ است. دولت هاي کوچک مانند ايسلند قابل اعتماد نيستند. توجه کنيد که دولت امريکا تا همين چند روز پيش فقط دارائي هاي افراد تا 100000 دلار را در بانکها تضمين مي کرده است. (براي مقابله با بحران عدم اعتماد به بانکها تغييراتي در اين قانون داده شده است از جمله اينکه حد اقل پول تضمين شده در بانکها به 250000 دلار افزايش يافته است و تحت شرايطي و براي يک دوره محدود دارائي هاي بزرگتر هم تضمين مي شوند.) به همين علت در بحران اخير بسياري از سرمايه گذاران پول خود را از بانکها بيرون کشيدند و شروع به خريدن باند دولتي، به خصوص اوراق قرضه کوتاه مدت کرده اند. همين امر باعث کاهش شديد نرخ بهره اوراق کوتاه مدت در امريکا شد. (به عبارت ديگر قيمت اين اوراق را افزايش داد.)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به همين دليل، دولت امريکا به هيچ وجه در مقطع فعلي از کمبود سرمايه رنج نمي برد. همه مي خواهند به اين دولت قرض بدهند تا دارائي خود را حفظ کنند و در اين شرايط صحبت از ورشکستگي امريکا به شدت به دور از واقعيت است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ثانيا، تمام قروض امريکا به دلار است. کشوري که تمام قروضش به واحد پول آن کشور است منکر پرداخت بدهي هاي خود به طلب کاران نمي شود. (گر چه روسيه يک بار اين کار را کرده است!) اگر هيچ چاره ديگري موجود نباشد آن کشور مي تواند فقط با چاپ پول بيشتر بدهي هاي خود را بپردازد. به اين کار پولي کردن بدهي يا monetizing debt گفته مي شود. گر چه اين کار عواقبي مانند تورم بسيار مي تواند داشته باشد. ولي در همان حال تضميني است براي اينکه آن دولت بدهي اسمي خود را پرداخت مي کند. البته انجام اين کار به وسيله دولت امريکا تقريبا محال است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;منبع:&lt;BR&gt;سايت رستاک - دکتر حجت قندي &lt;BR&gt;28 مهر 1387&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://moddir.ParsiBlog.com/Posts/47/%d9%83%d8%b3%d8%b1+%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%ac%d9%87/" title="كسر بودجه" type="text/html" />
<author><name>محمد يارندي</name></author>
</entry>

</feed>
